برای استفاده از تمام امکانات سایت از جمله مرکز دانلود باید در سایت عضو شوید. برای ثبت نام تنها 1 دقیقه زمان نیاز دارید ، برای ثبت نام اینجا کلیک کنید

صفحه اول انجمنها
ثبت نامجستجوراهنماي انجمنليست اعضااتاق چت (0)گروه هاي كاربرانمرکز دانلودورود

پاسخ به يك موضوع صفحه 1 از 1
كنكور كارشناسي ارشد رشته مهندسي فناوري اطلاعات و كامپيوتر( داوطلبين كنكور ارشد 88 )
نويسنده پيغام

پاسخ بصورت نقل قول
ارسال كنكور كارشناسي ارشد رشته مهندسي فناوري اطلاعات و كامپيوتر( داوطلبين كنكور ارشد 88 ) 
همه چيز در مورد كنكور كارشناسي ارشد رشته مهندسي فناوري اطلاعات و كامپيوتر مخصوص داوطلبين كنكور ارشد 88


با سلام خدمت دوستان

ديروز تو وبلاگ آقاي ياراحمدي مطلبي رو در مورد كارشناسي ارشد فناوري اطلاعات و كامپيوتر ديدم كه فكر نكنم جايي بتونيد به اين جامع ايي پيدا كنيد . به پيشنهاد ايشون موارد ذكر شده در اين پست رو اينجا مي گذارم اگه علاقه مند بوديد بريد و از وبلاگ ايشون به آدرس زير مراجعه و دانلود كنيد.

نقل قول:
گرايش هاي كارشناسي ارشد رشته مهندسي فناوري اطلاعات با مواد و ضرايب امتحاني

گرايش هاي كارشناسي ارشد رشته مهندسي كامپيوتر با مواد و ضرايب امتحاني

سرفصلها ي مواد امتحاني به همراه كتب درسي و مراجع معرفي شده از سوي وزارت علوم ، تحقيقات و فناوري - شوراي عالي برنامه ريزي

دفترچه شماره يك كنكور كارشناسي ارشد

دفترچه شماره دو كنكور كارشناسي ارشد

دانشگاه هاي پذيرنده ي تمامي گرايش هاي رشته فناوري اطلاعات به صورت روزانه ، شبانه ، غيرانتفاعي و مجازي به همراه تعداد پذيرش

سوالات كنكور ارشد مهندسي فناوري اطلاعات سال 1387 به همراه كليد سوالات




اين نامه توسط احمد نيرومند در شنبه Aug 02, 2008 4:59 pm ويرايش شده است.

_________________
و نا اميد نشوند از رحمت خدا مگر كافران -به نام خالق بی کران ها
مهربانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید را در دفتر نقاشی هایش سیاه کشید تا پدر کارگرش زیر نور آفتاب نسوزد.

ما زنده به آنيــــــــــــم كه آرام نگيريـــم ------------------------موجيم كه آسودگــي ما عدم ماســــت

وَ اِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلون قالُوا سَلاما

چند جمله كه من سعي ميكنم در زندگيم ، با آنها زندگي كنم:

1- یگانه عملی که در زندگی انسان را به هدفش میرساند، انجام وظیفه است.
2- وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها میکند پرهایش سفید میماند، ولی قلبش سیاه میشود.
3- میخواهی به شخصیت واقعی یک انسان پی ببری ؟ پس به او قدرت بده !
4- منطقی و صادقانه برخورد کردن در همه مراحل شرط اصلی موفقیت است.
5- اگر هفتاد میلیون نفر به یک چیز احمقانه اعتقاد داشته باشند آن چیز همچنان احمقانه است !
6- آدمها باتجربه هیچوقت برگ برنده هاشون رو چند بار رو نمیکن .
7- رحم کنید تا به شما رحم شود.
8- یک ذرّه، به کوچکی و سبکی یک الکترون، می‌تواند مسیری ایجاد کند که با چشم دیده می‌شود؛ فقط لازم است که بار داشته‌باشد.
9- بیشعورها را خدا هم نمی تواند ادب کند! (با صنايع ادبي)
10- دیگران رو ببخش نه به خاطر اینکه آنها سزاور بخشش تو هستند بلکه به خاطر اینکه تو سزاوار آرامشی.
11- تلاش دلیل وجود است ، تلاش کن چراکه وجود داری.
12- افکار عمومی به طرز شگفت انگیزی اهل مدارا است، همه چیز را تحمل می کند به غیر از نبوغ.
13- اگر با دشمني زياد بجنگي ،‌ بعد از مدتي تمام استراتژي هاي تو را فرا ميگيرد .
14- پيروزي يعني توانايي رفتن از يك شكست به شكست ديگر بدون از دست دادن اشتياق .
و...

پاسخ بصورت نقل قول
ارسال  
دست شما درد نكند
اطلاعات جامعي بودند Wink
اميدوارم قبول بشيم SmileWink


_________________

الهی در جلال رحمانی، در کمال سبحانی، نه محتاج زمانی و نه آرزومند مکانی، نه کس به تو ماند و نه به کسی مانی.
پیداست که در میان جانی، بلکه جان زنده به چیزی است که تو آنی.
************
ای آیه ی مکرر آرامش ،میخواهمت هنوز ،آری هنوز هم دریای آرزو در این دل شکسته ی من موج میزند... راهی به دل بجو..





یاحق
شاید این بار آخرست پس ، برای آخرین بار خداحافظ
ای تویی که نمی بینمت هر روز تولدی دوباره است پس؛
تولدت مبارک

پاسخ بصورت نقل قول
ارسال  
مرسی آقای یاراحمدی

میشه لطف کنید و اگر دفترچه ی دانشگاه آزاد رو هم دارید تو وبلاگتون یا این سایت بزارید

ممنون میشم


پاسخ بصورت نقل قول
ارسال  
این ماله دانشگاه های روزانست

با این طرز پذیرش آخه کی قبول میشه ؟؟ جز برو بچه شریف و امیر کبیر  Sad  Razz


پاسخ بصورت نقل قول
ارسال  
سلام به همه دوستان عزیز
توی وبکردی که امروز داشتم مطلبی به چشمم خورد که  شاید ذکر اون توی این قسمتد خالی از لطف نباشه Wink
محمد سلطاني نوه؛ رتبه هفتم رشته MBA
هر چقدر درس بخواني، رتبه مي گيري
«محمد سلطاني هستم. رتبة 7 رشتة MBA. كارشناسي‌ام را در دانشگاه صنعتي شريف مهندسي كامپيوتر خوانده‌ام. در طول تحصيل كار كرده‌ام. مقيم خوابگاه بوده‌ام. دبيرستان را مدرسه علامه حلّي (تيزهوشان) كرمان درس خوانده‌ام و مال خاك پاك كرمانم.»

اين آخري را كشيده‌تر مي‌گويد. لهجة كرماني‌اش لاي واژه‌هايش در جملة آخر سرك مي‌كشد. كشيدگي خاك پاك كرمان تأكيد اوست به شهرش، كه خيلي آن را دوست دارد.

از معدود كنكوري‌هايي است كه حسابي رمان خوانده و فيلم ديده و از معدود كامپيوتري‌هايي است كه از اينترنت فقط براي اينترنت استفاده مي‌كند و تمام دغدعه و روزمره‌اش نيست. هك نمي‌كند، چون به نظرش هكر واقعي هوشمند در ايران وجود ندارد و فقط يك سري نرم‌افزار است كه هكرهاي ايراني را به موجودات هولناك اينترنتي بدل مي‌كند. او حتي هكرها را هم مثل تمام ابعاد رشته‌اي كه خوانده، در خارج از مرزهاي ايران مفيد مي‌داند. او يك مهندس كامپيوتر متفاوت است كه خسته از مصرفي بودن و به روز نبودن رشته‎اش در كارشناسي ارشد قدم به حوزه جديدي گذاشته است.

تا آنجا كه من مي‌دانم كارشناسي‌تان را كامپيوتر خوانده‌ايد. چه شد كه تصميم گرفتيد به MBA تغيير رشته بدهيد؟

من از دوران دبيرستان به رشتة علوم انساني علاقه داشتم. بخش زيادي هم از رشته MBA حوزة علوم انساني است. با چند نفر كه مشورت كردم، ديدم هم رشتة خوبي است و هم دانشگاه خودمان دارد، هم به علايق من خيلي نزديك است و هم بچه‌هاي برق، مكانيك و كامپيوتر احتمال قبولي بالايي دارند.

اما بيشتر دروس MBA مربوط به مباحث مديريت است. چطور بچه‌هاي فني احتمال قبولي بيشتري دارند.

بله. اما براي آزمون ورودي دروس مهندسي و رياضي ضريب بالايي دارند و بالطبع بچه‌هاي فني راحت‌تر از بچه‌هاي ديگر از پس اين سؤال‌ها برمي‌آيند. تازه چون يك رشتة جديدالتأسيس است و هم از نظر سطح آموزش بالاست و هم بازار كار خوبي دارد، بچه‌هاي فني خيلي استقبال كرده‌اند. مي‌دانيد از بس ما مهندس كارشناسي تربيت كرده‌ايم واقعاً بازار كار اشباع شده است.

از دوران كارشناسي‌ات راضي بودي؟

‌نه اصلاً. يك سري مطالب مي‌خوانديم كه خيلي قديمي بود، يعني مدت‌هاست كه تكنولوژي در حوزة ما منقرض شده است. طبيعتاً اين خوانده‌ها در مرحله عمل هم برايمان كاركردي نداشت. در بهترين شرايط اين اطلاعات به ما يك ديد مي‌داد، اما هم سطحش پايين بود و هم در بازار كار به دردمان نمي‌خورد.

براي آيندة كاري‌ات چه تصميمي داري؟

ترجيح مي‌دهم كه ديگر دانشگاه نباشد. مي‌خواهم بروم سراغ كار عملي. اگر اين كار عملي در حوزة تحقيقات علمي باشد و همكاري‌هاي مشترك با دانشگاه به وجود بيايد كه ديگر ايده‌آل است. ديگر چندان به محيط دانشگاه رغبتي ندارم.

با اين همه بي‌ميلي چطور شد كه تصميم گرفتي كنكور فوق بدهي و دوباره به محيط دانشگاه برگردي؟

خب وضعيت براي فوق كمي متفاوت بود. من رشته‌ام را عوض كردم. كامپيوتر را تغيير دادم و فكر كردم مي‌توانم در اين رشته موفق‌تر از رشتة خودم باشم. وقتي به هيأت علمي دانشكده‌مان نگاه مي‌كردم، مي‌ديدم چقدر ضعيف است. اساتيد ما از هر ده نفر دو نفرشان سطح علمي خوبي داشتند، بعد وقتي مي‌رفتي سراغ سابقه‌شان، مي‌ديدي همين جا درس خوانده‌اند و همگي شاگردهاي اول برق و كامپيوتر بوده‌اند، اما بعد از اين همه تحصيل در رشته‌هاي سخت، نه در تدريس موفقند نه در صنعت. ديدم اگر كامپيوتر را ادامه بدهم در بهترين شرايط مي‌شوم مثل آنها. تازه آنها خيلي از ما درس‌خوان‌تر بوده‌اند. در بهترين شرايط من مي‌شدم عضو هيأت علمي كه اصلاً براي من شرايط ايده‎آلي نبود.

حالا در MBA خيلي اوضاع متفاوت است؟

نمي‌دانم. به هر حال اين رشته جديدتر است. من تنها استفاده‌اي كه از خوانده‌هاي دورة كارشناسي‌ام داشتم، تدريس در يك مؤسسه كنكور بود. بعد هم كه وارد بازار كار شدم، آن اطلاعات چندان به دردم نمي‌خورد و مجبور شدم خيلي چيزها را خودم ياد بگيرم. خب درMBA كار متفاوت‌تر است. هم جنبة عملي‌تري دارد و هم من مي‌توانم بيشتر از مباحث‌مان استفاده كنم. چون همان‌طور كه گفتم نسبت به كامپيوتري كه در ايران تدريس مي‌شود خيلي به روزتر است.

از برنامه درسي‌ات بگو. چطور درس مي‌خواندي؟ چقدر وقت مي‌گذاشتي؟

من براي ترم نه پروژه‌ام را نگه داشتم و از خوابگاه آمدم خانه خودمان، كرمان. آنجا خيلي راحت‌تر بودم و تقريباً غير از كنكور و پروژه‌ام كار ديگري نداشتم. تقريباً از اواخر مهر شروع كردم به درس خواندن. تصميم گرفتم به‌طور منظم هر روز حداقل سه چهار ساعت درس بخوانم. تجربه‌ام در كنكور كارشناسي كمكم كرد كه ساعت‌هاي درس خواندنم را مي‌نوشتم. اين‌طوري يك زمان واقعي‌تر دستم مي‌آمد. مثلاً يك روز فكر مي‌كني كه 8 ساعت درس خوانده‎اي اما درست كه مي‌نويسي مي‌بيني به 5 ساعت هم نرسيده است.

هيچ‌وقت در اين مدت اضطراب قبول نشدن نداشتي؟

نه من زياد در كنكور شركت كرده‎ام. پشت هر كنكور يك سال مانده‌ام تا سال دوم. بعد هم مطمئن بودم كه قبول مي‌شوم. چون خوب خواندن با قبولي رابطة مستقيم دارد. من هروقت كه طبق برنامه‌ريزي‌ام پيش مي‌رفتم در آزمون‌هاي پارسه نتيجه بهتري مي‌گرفتم و وقتي مي‌ديدم كه دارم نتيجه مي‌گيرم ديگر استرسي در كار نبود.

چطور با پارسه آشنا شدي؟

براي كارشناسي كه آزمون‌هاي كانون فرهنگي آموزش را شركت مي‌كردم اما خيلي از بچه‌ها مي‌گفتند كيفيت ارشدش اصلاً مثل كارشناسي نيست. سال قبل هم كه مي‌خواستم فوق كامپيوتر امتحان بدهم، جزوه‌هاي پارسه را يك مرور كوتاه كرده بودم. ارشد يك خرده تخصص مي‌خواهد. بچه‌ها گفتند پرسپوليس سابقه‌دارتر است. پس از طريق دفتر كرمان ثبت نام كردم.

چقدر برنامه‌ريزي خودت معطوف به پارسه شد؟ كلاس‌ها را هم شركت كردي؟

نه، فقط جزوه و آزمون. من مبناي بازدهي‌ام را نتايج پارسه گذاشتم و كلاً برنامه‌ريزي‌ام هم بر اساس همين آزمون‌هاي آزمايشي بود. البته جزوه‌ها را كه مي‌خواندم بعضي‌هايش خيلي اشكال داشت، اما در كل راضي بودم. حالا هم كه رتبه‌ام خوب شده، نمي‌توانم بگويم كمك نكرد. پارسه خيلي مؤثر بود. تقريباً بهترين منابع مديريت را در پارسه پيدا كردم. البته چندتا كتاب انگليسي قطور هم معرفي كردند كه وقت خواندن‌شان نبود، اما جزوه‌ها خيلي به كارم آمد.

خب از كنكور بياييم بيرون. وقت‌هاي آزادت را چه‌كار مي‌كني؟

كتاب مي‌خوانم. فيلم مي‌بينم.

كتاب‌ها كه درسي نيست ان‌شاءالله؟

نه نه، رمان مي‌خوانم. تاريخ مي‌خوانم. رمان‌هايي كه بر اساس وقايع تاريخي نوشته شده باشند را خيلي دوست دارم. مثلاً اين كتاب «خرمگس» يا «نان و شراب» را كه اخيراً خواندم، واقعاً لذت بردم.

و فيلم؟

فيلم‌هايي كه ساخت خوبي داشته باشد و حتماً زيرنويس انگليسي شده باشند. هم يك كار به دردبخور كرده‌ام هم زبانم تقويت شده.

زبانت را در كنكور چقدر زدي؟

قرار شد ديگر از بحث كنكور بياييم بيرون.

خب زبانت خوب است؟

از معمولي بهتر است، اما ايده‌آل نيست.

چند درصد زدي؟

امان از شما خبرنگارها، 70 درصد زدم. اما بچه‌هايي كه زبانشان بهتر بود 15-10 درصد از من بالاتر زده بودند. زبان خيلي در تعيين رتبه مهم است.

برنامه آينده‌ات چيست؟

نمي‌دانم. برنامه‌ام خيلي تغييرپذير است. مثلاً اول كه كامپيوتر مي‌خواندم نمي‌دانستم يك دفعه مي‌آيم و مديريت مي‌خوانم. يك‌دفعه يك چيزي مي‌بينم و جذب مي‌شوم. تا حالا هم ناراضي نبوده‌ام. مسير خيلي مستقيمي ندارم.

دكترا ؟ كار؟

دكترا را نمي‌دانم. بايد ببينم چه پيش مي‌آيد، كار هم كه مي‌كنم. فعلاً در همان حوزة كامپيوتر.

اين شايعه چقدر صحت دارد كه بچه‌هاي MBA خيلي راحت براي تحصيل در خارج از كشور بورس مي‌گيرند؟

من اين بچه‌ها را نمي‌شناسم ولي مي‌دانم دانشكده برق و كامپيوتر خيلي راحت به دانشجوهايش بورس مي‌دهد. فكر نمي‌كنم كسي كه از اين دانشكده‌ها به MBA مي‌آيد به خاطر بورسيه باشد. بيشتر بازار كار خوبي است كه بچه‌ها را جذب MBA مي‌كند.

توصيه‌ات به بچه‌هاي كنكوري چيست؟

اينكه رتبه با مقدار خواندن رابطه‌اي مستقيم دارد. البته اگر آدم بداند چطور بخواند زحمتش خيلي كمتر مي‌شود. بايد چيزهايي را كه به دردشان مي‌خورد، بخوانند. يعني بدانند كتابي كه مي‌خوانند در جهت همان چيزي است كه به آن احتياج دارند.
منبع
http://moshavereh.parsehportal.com/Site.aspx?ParTree=14121011&LnkIdn=2868



این پست آخرین بار توسط علي محبي ویرایش شده است در تاریخ 3 شنبه Aug 05, 2008 3:00 pm. در مجموع این پست 2 بار ویرایش شده است.

پاسخ بصورت نقل قول
ارسال  
غلامرضا صفي؛ رتبه هفت رشته كامپيوتر
درس خواندن از سر بيكاري
تهران زندگي مي‌كند. مدرك كارشناسي‌اش را هم از دانشگاه علم و صنعت تهران گرفته و با رتبه هفتي كه در امتحان كارشناسي ‌ارشد رشته كامپيوتر گرايش امنيت به دست آورده، وارد يكي از دانشگاه‌هاي تهران مي‌‌شود. او بر خلاف ساير دانشجوهاي ساكن تهران فهرست ما، حاضر به مصاحبه حضوري نمي‌شود، چون فكر مي‌كند نبايد در امتحان كارشناسي ارشد شركت كرد و حالا هم حرفي براي گفتن ندارد.

چرا مخالف كنكور كارشناسي ارشد هستيد؟

من نمي‌گويم نبايد كنكور بدهيم، اعتقاد دارم كه طريقه امتحان كارشناسي ارشد درست نيست. همه چهار سال درس مي‌خوانند، اگر خوب باشد كافيست ديگر، همين چهار سال خوب است.

اما در همه جاي دنيا اين شيوه مرسوم است؟

نه! در جاهاي ديگر يك آزمون ساده است، به تو يك نمره مي‌دهند، تو هم بر اساس آن نمره به دانشگاه درخواست مي‌دهي، اگر شرايط مناسب بود‌، قبول مي‌كنند. به آن چهار سال خيلي بها داده مي‌شود ولي اينجا اين‌طوري نيست.

اگر فكر مي‌كنيد نبايد در كنكور كارشناسي ارشد شركت كرد، چرا خودتان ادامه داديد؟

منظورم اين نبود. منظورم نحوه سنجش بود. سنجش دوره كارشناسي بايد هدفي را كه دوره كارشناسي ارشد دارد، داشته باشد. چون كارشناسي و كارشناسي ارشد خيلي با هم متفاوتند. يكي تو را براي كار آماده مي‌كند و آن يكي صرفاً علمي است.

پس مي‌خواستيد كار علمي كنيد؟

علاقه زيادي به كار پژوهش داشتم، مي‌خواستم در دوره ارشد، كار علمي را تجربه كنم.

در دوره كارشناسي، كار مي‌كرديد؟

نه، علاقه‌اي به پول درآوردن ندارم. درس مي‌خواندم، بعد از تمام شدن درسم، توي اين يك سال كار مي‌كنم.

بعد از يك سال تصميم گرفتيد امتحان بدهيد؟

نه پارسال هم شركت كردم، منتها چون نتيجه دلخواهمو نگرفتم، انصراف دادم.

نتيجه دلخواهتانچه بود؟

رتبه‌ام چهل شده بود. دانشگاه خواجه نصير قبول مي‌شدم، ولي نرفتم Surprised .

چرا، كسر شأنتان مي‌شد؟

نه، خب. سال اولي بود كه تأسيس شده بود و مي‌دانيد اوضاع رشته‌هايي كه سال اول تأسيس‌شان باشد، چطوري مي‌شود. ممكن بود اذيت بشوم براي همين اصلاً انتخاب رشته نكردم.

ببينم، اين اتفاق باعث نشد افسردگي بگيريد و قيد شركت در امتحان را بزنيد؟

نه، چون خودم اراده كرده بودم، ناراحت نشدم.

از كي شروع به درس خواندن كرديد؟

پارسال با اين وضعيت ديگر نمي‌خواستم براي دانشگاه داخل كشور اقدام كنم، اما از بيست‎وپنجم دي ماه ديدم بيكار شدم، يك ماه و نيم نشستم خانه و درس خواندم تا ده اسفندماه.

پس از سر بيكاري كنكور داديد؟

نه خب، به ادامه تحصيل علاقه داشتم، همچين هم بي‌دليل و انگيزه نبود، واقعاً مي‌خواستم شركت كنم.

توي اين يك سال چه مي‌كرديد كه يكهو بيكار شديد؟

پروژه دانشگاهي‌ام خوب بود. بعد هم با استادام يك سري كارهاي تحقيقاتي و تجاري انجام دادم كه هنوزم ادامه دارد.

پس ارتباطتان با استادهايتان خوب است، از اين بچه خودشيرين‌ها كه نيستيد؟

بعد از دوره دانشگاهم، اين‌طوري شد. خودشيريني هم نمي‌كردم، كارم خوب بود.

حدس مي‌زديد كه اين رتبه را بياوريد؟

آره، تقريباً مي‌دونستم خوب امتحان دادم، ولي به كسي چيزي نگفتم.

چرا؟

چون سال قبلش، حسابي درس خونده بودم، همين باعث شد استرس ايجاد نشه، بابت همين امسال هيچ حرفي نزدم.

احتمالاً اگر هم ازتان مي‌پرسيدند «چقدر خونديد»، مي‌گفتيد هيچي؟

آره خب، چون دليل داشت، توقعات بالا مي‌رفت. بعضي وقتا لازمه، چون همه همينو مي‌گويند.

انتخاب اولتان چي بود؟

نمي‌گم، چون اگر به گوش استادم برسه، چون كار تحقيقي هم با هم كرديم، استادم ناراحت مي‌شه.

آخر براي چي؟

استادام مي‌گفتن بيا اينجا درس بخون، پيش ما باش.

خودتان چي، لازم هستيد؟

در خارج از كشور علم و صنعت را نمي‌شناختن، ولي شريف را مي‌شناختن Confused .

خيلي‌ها به خاطر اسمش مي‌روند جلو. بعضي از استادام مي‌گفتند تغيير دانشگاه بدم، چون اساتيدش با هم فرق مي‎كنند، اين‌طوري بهتر مي‌شود. (البته شما اينها را نگوييد).

قصد ادامه تحصيل داريد؟

صددرصد، مسلماً اين اولين گزينه‌ام است.

واقعاً انگيزه‌تان براي ادامه تحصيل چه بود؟

من، هر كاري را اگر بخواهم، به بهترين شكل انجام مي‌دهم. از بچگي‌ام به كامپيوتر علاقه خاصي داشتم.

غير از درس خواندن كار ديگري هم انجام مي‌دهيد؟

نه، فقط درس مي‌خوانم.

پس اوقات فراغت‌تان را چه مي‌كنيد؟

تلويزيون و سينما مي‌بينم. به موسيقي سنتي هم خيلي علاقه دارم.

چرا نرفتيد دنبال موسيقي؟

يك سال سه‌تار كار كردم، ولي چون مجبور بودم ناخن انگشت اشاره را بلند كنم، اين‌طوري جلب توجه مي‌كردم، براي همين تعطيل كردم.

ناخنتان؟

باعث مي‌شد ديد بقيه نسبت به تو عوض بشه، در ضمن بايد هفته‌اي نيم ساعت تمرين مي‌كردم كه خوب وقت نداشتم.

چرا اين‌قدر از پارسه ناراضي بوديد؟

ببينيد، كلاس كنكورها، همه‌شان بي‌فايده‌اند. جزوه‌هاش كه واقعاً بدرد نخور بود. من فقط آزمون‌ها را شركت مي‌كردم ولي مجبور بودم جزوه‌ها را هم بگيرم. دويست هزار تومان خيلي زياد بود.


پاسخ بصورت نقل قول
ارسال  
این هم آخریش
تا یادم نرفته اینو بگم که اینا برترین رتبه های سال 85 هستند
 پريسا خاكشور سعادت؛رتبه سوم در رشته مديريت سيستم‌هاي اطلاعاتي
 متفاوت باش!
دارنده رتبه سوم در رشته مديريت سيستم‌هاي اطلاعاتي  خيلي علاقه دارد خودش را آدم متفاوتي بداند و روي اين عقيده‌اش هم سفت و سخت، پافشاري مي‌كند. وقتي مي‎پرسم اگر اين اجازه را داشت كه به روزهاي قبل از آزمون برگردد و اين شانس را داشته باشد كه يك بار ديگر با نكته و تست در ميدان آزمون كارشناسي ارشد دست و پنجه نرم كند، با اطمينان كامل مي‌گويد:

«فكر نمي‌كنم چيزي باشد كه بخواهم اصلاحش كنم. اين زماني كه گذشته و تجربه‌هايي كه در اين مدت به دست آورده‌ام، لازم بوده.»

حتي اگر پاي موضوع وسوسه‎انگيزي مثل لپ‌تاپ‌هايي كه پارسه به رتبه‌هاي اول مي‌دهد، به ميان بيايد؟

[همچنان بااطمينان] حتي با وجود يك همچين وسوسه‌اي.

ماجراي متفاوت بودن به همين سادگي‌ها تمام نمي‌شود. پريسا خاكشور ساكن مشهد است. هيچ‌وقت در كلاس‌هاي پارسه شركت نكرده و به جايش ترجيح داده به جزوه‌ها و آزمون‌هاي پارسه و مطالعات شخصي‌اش اتكا كند. ماجراي اينكه چطور تصميم مي‌گيرد در آزمون كارشناسي ارشد شركت كند، نشانه ديگري است كه نشان مي‌دهد مي‌خواهد آدم متفاوتي باشد، هرچند خيلي كليشه‌اي و تكراري به نظر مي‌رسد:

«دليلش فقط و فقط عشق و علاقه به ادامه تحصيل بود و بس. من اصلاً امتحان كارشناسي ارشد را قبول ندارم. نوع تركيب سؤال‌ها و نحوه تدريس، و دانشگاه‌ها هم اصلاً مناسب نيست. اما خب براي اينكه يك نفر بخواهد در ايران ادامه تحصيل بدهد، شركت كردن در آزمون، تنها راهي است كه وجود دارد.»

نحوه و روش مطالعه‌اش هم برعكس خيلي‌ها كه تصور مي‌كنند براي رسيدن به رتبه او بايد كتاب و جزوه و تست را پوست كند، خيلي سخت‌گيرانه نبوده:

«خيلي سبك مطالعه كردم. من خيلي سريع ياد مي‌گيرم. منتها به همان سرعت هم فراموش مي‌كنم. از طرف ديگر چون در دانشگاه درس‌ها را خوب خوانده بودم، پيشينه خوبي از درس‌ها داشتم. تا آخر مهرماه روزي 4-3 ساعت درس مي‌خواندم. از آبان تا اول بهمن هم روزي 6 ساعت خالص درس خواندم. از اول اسفند هم برخلاف حرف كارشناس‌ها كه مي‌گويند بايد استراحت كرد، درس‌ها را دوره كردم و در 2 هفته تمام درس‌ها را مرور كردم.»

دارنده رتبه سوم آزمون مديريت سيستم‌هاي اطلاعاتي كه هم‌زمان در دو گرايش نرم‌افزار و IT شركت كرده، جزوه‌هاي پارسه را قبل از آزمون به‌طور كامل 2 بار خوانده و جالب اينكه مي‌گويد با اتكا به همين جزوه‌ها از 10 سؤال شبكه، 9 سؤال را درست جواب داده. او يك سري از درس‌ها مثل نرم‌افزار را به‌طور كلي از برنامه مطالعه‌اش حذف مي‌كند تا فرصت بيشتري براي درس‌هاي مهم‌تر داشته باشد. نظراتش درباره آزموني كه در آن شركت كرده هم در نوع خودش جالب است:

«با توجه به آزمون سال‌هاي قبل انتظار داشتم آسان‌تر باشد.»

اتفاقاً همان‌طور كه او انتظار داشته آزمون ساده‌تر از سال‌هاي قبل برگزار مي‌شود اما:

از جلسه آزمون IT كه بيرون آمدم، حتي از مجاز شدن براي انتخاب رشته هم نااميد شده بودم.

آزمون خيلي ساده‌تر از چيزي بود كه انتظارش را داشتم. اما سؤال‌ها اصلاً متناسب نبود. مثلاً در درس رياضيات گسسته از بخش‎هايي سؤال آمد كه به ندرت از آنها سؤال طرح مي‌شود. ريسك‌پذيري كار هم نسبت به آزمون‌هاي قبل بالا رفته بود و اين احتمال وجود داشت كه شركت‌كننده‌ها با استفاده از حدسيات خودشان خيلي از سؤال‌ها را درست جواب بدهند.

خاكشور در عين حال كه نقش به سزاي جزوه‌ها و آزمون‌هاي پارسه را انكار نمي‌كند و تأكيد دارد كه بعضي از درصدها را فقط با آزمون‌هاي پارسه به دست آورده، دلخوري‌هايي هم دارد. ماجرا از آنجا شروع مي‌شود كه بعد از ثبت نام، جزوه‌ها را تحويل مي‌گيرد و از آنجا كه در 2 گرايش ثبت نام كرده بوده، در كمال تعجب متوجه مي‌شود 50 درصد جزوه‌ها در هر دو گرايش IT و نرم‌افزار مشترك بوده‌اند. او از اوضاع نمايندگي‌ها هم گله دارد و مي‌گويد «نه پارسه به نمايندگي‌ها بها مي‌دهد و نه نمايندگي‌ها در اين فكر هستند.»

او عقيده دارد بيشترين تبليغات پارسه، روي كلاس‌ها و استادهاي طراز اولي است كه بيشتر بچه‌هاي تهراني به آن دسترسي دارند. آخرسر هم براي اين كه شبيه غرغروها نباشد اضافه مي‌كند: «سايت هم دير به دير آپ‌ديت مي‌شود.»

معدل دوره كارشناسي او 60/15 بوده و رتبه‌اش در كنكور كارشناسي 3840 شده. خودش مي‌گويد براي امتحان كارشناسي خيلي درس نخوانده:

«به عقيده من، دوره كارشناسي تأثير زيادي روي موفقيت در آزمون كارشناسي ارشد ندارد. تو مي‌تواني رتبه يك كارشناسي باشي و در دوره دانشگاه هم درس‌هايت را بخواني اما بعد از آن انگيزه‌اي براي ادامه تحصيل بيشتر نداشته باشي. اين است كه آدم چقدر مي‌تواند راهش را پيدا كند.»

با وجود تمام اين حرف‌ها و تلاش‌هايي كه براي متفاوت بودن نشان مي‌دهد استرسي كه قبل از آزمون داشته را انكار نمي‌كند و مي‌گويد اين استرس، طبيعي است.

«دو هفته مانده به كنكور، حتي گذشت صدم ثانيه‌ها را هم حس مي‌كردم. با خودم مي‌گفتم هر اتفاقي كه بيفتد بايد نتيجه زحمت‌هايم را بگيرم. قبل از كنكور دوست‌ها و فاميل‌ها زنگ مي‌زدند و احوال من را مي‌پرسيدند. كم‌كم يك‌طورهايي شده بود كه اين استرس به من هم منتقل شده بود و بالاخره هم مجبور شدم به مامانم بگويم اگر كسي تلفن كرد بگويد رفتم بيرون.»

اگر بگويم با وجود اين فشارها و استرس‌ها قبل از كنكور براي بار صدم «شازده كوچولو» و كارتون تماشايي «شگفت‌انگيزان» را ديده تعجب مي‌كنيد. نه؟

گفتم كه پريسا خاكشور سعادت دارنده رتبه سوم در رشته مديريت سيستم‌هاي اطلاعاتي و يكي از اعضاي خانواده بزرگ و پرافتخار پارسه، به شدت مي‌خواهد متفاوت باشد. درست مثل يكي از شخصيت‌هاي همان كارتون شگفت‌انگيزان.


نمايش نامه هاي ارسال شده قبلي:
پاسخ به يك موضوع صفحه 1 از 1