1- بسياري از اين قبيل شركتها داراي افرادي با تخصص ويژه براي نگهداري از سيستم و اطلاعات درون آن و ايجاد نسخههاي پشتيبان (Backup) براي مواقع ضروري نيستند. شايد در بسياري از اين موارد، مديران اين شركتها تصور ميكنند كه اختصاص هزينه و حقوق ويژه، براي چنين كاري در كل به ضرر شركت تمام ميشود و يا حداقل اينكه اين كار ارزش صرف چنان هزينهاي را ندارد.
2- در بسياري از موارد به دليل عدم طبقهبندي و دستهبندي اطلاعات، كل اطلاعات ضروري و موردنياز يك شركت، فقط بر روي يك سرور قرار دارد كه در نتيجه در صورت بروز ايراد در آن سرور، در كل كار شركت اختلال ايجاد ميشود.
3- در برخي از شركتها عليرغم توجه و آگاهي كافي دستاندركاران به هر دو مقوله توليد اطلاعات و نگهداري از آنها، به دليل عدم وجود بودجه كافي، عملاً مقوله دوم با نقض يا فراموشي مواجه ميشود.
براي مواجه با چنين رويدادهاي ناخواستهاي، شش نكته مهم به صاحبان و مديران شركتهاي مذكور توصيه ميشود:
1- قبل از اينكه نگران بروز هر حادثهاي در محدوده مسؤوليتتان شويد، بايد افراد متخصصي را به خدمت بگيريد، سياستهايتان را در زمينه نگهداري از اطلاعات تدوين كرده و اولويتها را مشخص كنيد. افراد متخصص وظيفه دارند براساس سياستها و اولويتهاي تدوين شده، اطلاعات را از لحاظ اهميت و ريسكپذيري مورد بررسي قرار داده و دستهبندي كنند.
در شركتهاي كوچك يا متوسط وظيفه مذكور را تنها يك شخص كه آن هم ميتواند فردي در حوزه اجرايي سيستم باشد انجام دهد اما در شركتهاي بزرگ، شايد وجود يك مدير و چند دستيار او براي اين كار لازم باشد. پس در مرحله اول اطلاعات حياتي و در مرحله دوم برنامههاي كاربردي حياتي شناسايي و دستهبندي ميشوند و از آنها نسخه پشتيبان تهيه ميشود.
2- نسخههاي پشتيبان را در جاي ديگري كه سيستم در آن مستقر نيست نگهداري كنيد. به عنوان مثال اگر از يك سرور پشتيبان استفاده ميكنيد اين سرور لزوماً بايد در جاي ديگري قرار بگيرد تا در صورت بروز حوادثي مثل آتشسوزي، سرقت، زلزله، نوسانات برق و غيره به صورت همزمان با سرور اصلي آسيب نبيند. اگر نسخههاي پشتيبان را بر روي نوار مغناطيسي يا CD و امثال آن ذخيره ميكنيد باز هم بايد آنها را در محل ديگري نگهداري كنيد.
سيستمهاي RAID/JBOD
RAID استانداردي براي ذخيره اطلاعات بر روي چند هاردديسك بهصورت همزمان است. اين عمل باعث ميشود تا عمليات انتقال اطلاعات از طرف CPU و رابط I/O به طرف هاردديسك به دليل سرعت كمتر هاردديسك دچار وقفه كمتري شود. در اين زمان CPU احساس ميكند كه اطلاعات را براي فقط يك هاردديسك ارسال ميكند در حاليكه پس از قرار گرفتن آن اطلاعات بر روي پورت I/O، چندين هاردديسك آماده دريافت آن خواهند بود و در نتيجه سرعت ذخيرهسازي به چند برابر افزايش خواهد يافت. در حال حاضر چندين نوع RAID مختلف وجود دارد.
مثلاً RAID 0 اطلاعات دريافتي را به صورت موازي و همزمان بر روي چند هاردديسك مينويسد و در نتيجه هيچگاه در اين ديسكها اطلاعات يكسان نوشته نميشود بلكه هر كدام، قسمتي از اطلاعات دريافتي را درون خود نگه ميدارند و سرعت خواندن و نوشتن را چند برابر ميكنند. در RAID 1 حداقل دو هاردديسك وجود دارد كه دقيقاً مشابه هم هستند و به محض دريافت اطلاعات، بر روي هر دو هاردديسك بهطور كامل نوشته ميشود.
در اين نوع، سرعت خواندن اطلاعات بالاتر ميرود اما سرعت نوشتن اطلاعات بر روي آن تفاوتي با هاردديسكهاي معمولي ندارد. در RAIDهاي بعدي (2 و 3 و 4 و 5 و 6 و 7 و 10) مكانيسمهايي براي كنترل خطاي نوشتن اطلاعات از طريق ثبت بيتهاي Parity و امثال آن انديشيده شده تا عمليات نوشتن و خواندن موازي از چند هاردديسك با اطمينان بيشتري همراه شود.
در سيستمهاي Just a Bank of disks) JBOD) شما داراي چندين هاردديسك هستيد كه هيچ ربطي به يكديگر ندارند و فقط از لحاظ منطقي براي سيستمعامل در حكم يك هاردديسك واحد عمل ميكنند. اين عمل دقيقاً برعكس عمل پارتيشنبندي هاردديسك است كه در آن شما يك هاردديسك را به چند پارتيشن منطقي تقسيم ميكنيد. يعني در JBOD چند هاردديسك را به يك هاردديسك منطقي تبديل مي كنيد تا بتوانيد اطلاعات و فايلهاي بيشتري را روي آن ذخيره كنيد.
با اين مكانيسم تنها چيزي كه عايدمان ميشود داشتن يك هاردديسك با حجم خيلي بزرگ است در حالي كه سرعت خواندن و نوشتن اطلاعات نه تنها بيشتر نميشود بلكه شايد در مواردي به دليل داشتن چنين هاردديسك بزرگي كمتر هم بشود. به هر حال سيستمهاي RAID براي مكانهايي كه سرعت ذخيره و بازيابي اطلاعات ارزش زيادي دارد و سيستمهاي JBOD براي جاهايي كه مشكل انباشتگي زياد از حد اطلاعات و هاردديسك را دارند مفيد است.
آشنايي با استانداردهاي ورودي/خروجي
● رابط SCSI: يكي از استانداردهاي ANSI جهت اتصال ادوات سختافزاري مثل هاردديسك يا نوار مغناطيسي به كامپيوترهاي شخصي است كه براي اولين بار در كامپيوترهاي مكينتاش مورد استفاده قرار گرفت. اين رابط نهتنها از سرعت بهتر بلكه از قابليت انعطاف بيشتري نسبت به رابطهاي موازي (پارالل) برخوردار است. يكي از استانداردهاي اسكازي به نام Ultra 2 SCSI قادر است در هر ثانيه 80 مگابايت اطلاعات را جابهجا كند. اين رابط ميتواند تا 7 يا 15 دستگاه جانبي را (در فواصل حداكثر 12 متري) توسط كابل به يك كامپيوتر متصل كند.
آخرين استاندارد اسكازي به نام Ultra 3 كه يك رابط 16 بيتي است ميتواند اطلاعات را با سرعت دو برابر قبل يعني تا 160 مگابايت در ثانيه انتقال دهد.
رابط FICON: يك رابط ورودي/خروجي پرسرعت براي اتصال كامپيوترهاي آيبيام MainFrame به ادوات ذخيرهسازي مثل هاردديسك است. اين رابط قادر است در حدود يكصد مگابايت اطلاعات را در ثانيه، از طريق فيبر نوري و تا مسافت 3 كيلومتر ارسال نمايد.
● رابط ESCON: همانند FICON يك رابط ورودي/خروجي پرسرعت براي كامپيوترهاي آيبيام MainFrame است كه ميتواند دويست مگابايت اطلاعات را در طي 1 ثانيه تا شعاع 60 كيلومتر بر روي يك فيبر نوري انتقال دهد.
● رابط ATA: استانداردي براي اتصال كامپيوترهاي PC به ديسك سخت است. اين رابط داراي انواع مختلفي است كه سرعت آن برحسب عددي كه مقابل آن درج ميشود متفاوت است. به عنوان مثال ATA/133 قادر است اطلاعات را با سرعت 133 مگابايت در ثانيه از CPU به هاردديسك منتقل كند. به رابط مذكور به دليل استفاده از سيگنالهاي موازي (Parallel)، عنوان PATA نيز اطلاق ميشود.
● رابط SATA: يك استاندارد جديد براي اتصال ديسك سخت به كامپيوتر است. همانطور كه از نام آن برميآيد، اين استاندارد براساس ارسال سيگنالهاي سريال كار ميكند (برخلاف استاندارد IDE كامپيوترهاي شخصي معمولي يا حتي PATA كه به صورت سيگنالهاي موازي با كامپيوتر ارتباط برقرار ميكنند)
كابلهاي مورد استفاده در اين استاندارد بسيار انعطافپذير و نازكتر از كابلهاي PATA ميباشند به علاوه اينكه ولتاژ مصرفي آن در حدود 250 ميليولت است كه بسيار كمتر از ميزان 5 ولتي در PATA ميباشد. در حال حاضر آخرين نوع اين رابط يعني SATA II سرعتي در حدود 300 مگابيت در ثانيه دارد كه با توجه به پيشرفت سريع فناوري آن پيشبيني ميشود تا چندي ديگر نسخه سوم اين رابط يعني SATA III با سرعت 600 مگابيت در ثانيه وارد بازار شود.
3- براي هر نوع حادثه احتمالي كه ممكن است رخ دهد، برآورد هزينه كنيد.
تمام حالتهايي كه ممكن است براي هر نوع اطلاعات و يا برنامهها پيش آيد در نظر گرفته و زمان و هزينه و نفرات موردنياز براي رفع آن ايراد را برآورده كنيد.
4- تكنولوژي ايجاد نسخههاي پشتيبان از دادههايتان را مشخص كنيد. در بسياري از برنامهها خصوصاً آنهايي كه مربوط به بانكهاي اطلاعاتي هستند، فناوريهايي كه تحت نامهاي مختلفي مثل Export ،Backup ،Replication وجود دارند كه بهترين راه براي نگهداري اطلاعات حياتي سيستم براي مواقع ضروري هستند. ساير برنامههاي غير بانك اطلاعاتي (مثل سرويس پستالكترونيكي) هم راههاي پشتيبانگيري خوبي را پيش روي كاربر قرار ميدهند. ضمن اينكه برخي شركتهاي صاحب نام هم به ارايه سرويسهايي براي ذخيرهسازي و پشتيبانگيري از هر نوع داده و فايلي پرداختهاند.
بهعنوان مثال برنامه Storage Server متعلق به مايكروسافت يا مثلاً برنامه Double Take متعلق به NSI از مشهورترين آنها به حساب ميآيند.
5- در صورت امكان، قابليت ذخيره و بازيابي اطلاعات را تا حدودي براي خود كاربران مهيا سازيد تا بدون نياز به متخصص بتوانند در مواقع ضروري اين كار را انجام دهند.
6 - جهت حفظ آمادگي خود و كاربران، در مقاطع زماني مناسبي دست به انجام مانورهاي تمريني بزنيد و سعي كنيد تواناييهاي خودتان، سيستم و كاربران را در زمان مواجهه با مشكلات احتمالي محك بزنيد و مطمئن شويد كه در زمان بروز بحرانهاي واقعي قادريد از پس مشكلات برآييد.
استراتژي ذخيره اطلاعات
طبق آمارهاي سال 2003، در بسياري از سيستمهاي متعلق به شركتهاي مختلف، حدود 40 الي 75 درصد برحجم اطلاعات ذخيره شده شركتها افزوده شده است. شايد يكي از اولين راههايي كه به ذهن خطور ميكند اين است كه با افزايش ادوات ذخيرهسازي مثل افزايش تعداد و حجم هاردديسكها، اين مشكل بهراحتي قابل حل است. شايد همه شركتها توانايي پرداخت هزينههاي مربوط به افزايش و نوسازي تجهيزات ذخيرهسازي خود و استخدام افراد متخصص بيشتري را نداشته باشند.
اين شركتها نميتوانند به راحتي ادوات ذخيرهسازي خود را تغيير دهند چون ممكن است با اين كار درگير بسياري مسايل ديگر مثل عدم
نمودار 1- مقايسه سرعت خواندن و نوشتن 100 مگابايت اطلاعات بر روي يك RAID 0 حاوي 4 درايو با فناوريهاي مختلف
پشتيباني يا سازگاري سيستمهاي نرمافزاري موجود با آن ادوات شوند. به هر حال بين اين فاكتورهاي مهم يعني ارزش اطلاعات ذخيره شده و هزينه تحميلي در اثر از دست دادن آنها و هزينه افزايش و نوسازي تجهيزات ذخيرهسازي، بايد نوعي توازن برقرار شود تا ريسك مالي هر حالت به ميزان قابل قبولي برسد.
برقراري اين نوع توازن طبق استراتژي خاصي صورت ميگيرد كه به آن مديريت چرخه زندگي اطلاعات (Information Life cycle Management) ميگويند. اين استراتژي جديد باعث ميشود تا شركتهاي كوچك و بزرگ بتوانند سياست خود را در قبال مديريت اطلاعات، استفاده از اطلاعات، نگهداري و مراقبت از اطلاعات به بهترين شكل تدوين كنند. در نتيجه اين عمل، هزينه و ريسك عملياتي ايجاد و نگهداري از اطلاعات به نحو چشمگيري كاهش مييابد. با اين روش، بيشترين حجم اطلاعات در ازاي صرف كمترين هزينه قابل نگهداري خواهند بود.
جدول 2- ردهبندي انواع ادوات ذخيرهسازي با درنظر گرفتن دو عامل كاربرد و قيمت هر گيگابايت
استراتژي مذكور به مديران شركتها توصيه ميكند هر اطلاعاتي را با توجه به نوع استفاده از آن نگهداري كنند. برايناساس بايد اطلاعات مهمتر بر روي ادوات مطمئنتر و اطلاعات با كاربرد بيشتر بر روي ادوات سريعتر ذخيره شوند.
در نهايت اين استراتژي جداولي را پيش روي مديران ميگذارد تا آنها بتوانند تعيين كنند كه چه اطلاعاتي بر روي چه دستگاه ذخيرهسازي بايد قرار بگيرد. جدول 1 نمونهاي از بهكارگيري محصول سياست مذكور است.
در اينجا عامل كارايي و سرعت مدنظر قرار گرفته و براساس آن، نوع دستگاه ذخيرهسازي تعيين ميگردد. (جدول 1)
در جدول 2 هم قيمت انواع رابطهاي ذخيرهسازي اطلاعات برحسب واحد ذحيرهسازي هر كدام آمده است.

[img]http://www.shabakeh-mag.com/Articles/Show.aspx?n=1001952[/img]





