| نويسنده |
پيغام |
sepide shamaee
تاريخ عضويت: 12 May 2008
تعداد ارسالها: 6
|
سکوت دردناک است اما در سکوت است که همه چیز شکل میگیرد و در زندگی ما لحظه هایی هست که تنها کار ما باید انتظار کشیدن باشد.
|
| 17 Jun 2008 06:48 pm |
|
 |
|
|
sepide shamaee
تاريخ عضويت: 12 May 2008
تعداد ارسالها: 6
|
زندگی امروز در چشمان من تکدرخت خشکیده ایست که پرندگان صادق بسیار پیشتر ازاین از شاخه های پوشالیش پر گشوده اند
|
| 17 Jun 2008 06:56 pm |
|
 |
فرشته خاور
تاريخ عضويت: 26 May 2007
تعداد ارسالها: 154
محل سكونت: زير گنبد كبود
|
دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ایوان میروم و انگشتانم را
بر پوست کشیده ی شب می کشم.
چراغهای رابطه تاریکند
چراغهای رابطه تاریکند
کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نحواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی است......................
_________________ مهم اين نيست كه در كجاي اين جهان ايستاده ايم .... مهم اين است كه در چه راستايي گام بر مي داريم
|
| 17 Jun 2008 11:36 pm |
|
 |
ثناميرشاهي
تاريخ عضويت: 23 Oct 2006
تعداد ارسالها: 37
|
مرسي فرشته جان كه متن كامل رو گذاشتي!
|
| 17 Jun 2008 11:44 pm |
|
 |
ariana
تاريخ عضويت: 06 Mar 2008
تعداد ارسالها: 40
محل سكونت: مشهد
|
تو همان فرشته اي هستي كه وقتي در فصل بهار قدم ميزني برگ درختان انتظار پائيز را مي كشند تا جاي پايت را بوسه زنند...
_________________ حقيقت همان دروغي است كه بارها تكرار ميشود
|
| 18 Jun 2008 01:32 am |
|
 |
ariana
تاريخ عضويت: 06 Mar 2008
تعداد ارسالها: 40
محل سكونت: مشهد
|
اينجا در قلب من حدومرزي براي حضور تو نيست به من نگو كه چگونه بي تو زيستن را تمرين كنم
مگر ماهي بيرون از آب مي تواند نفس بكشد...
مگر مي شود هوا را از زندگيم برداري و من زنده بمانم...
به من بگو معني تمرين چيست؟
بريدن از چه چيزي را تمرين كنم؟بريدن از خودم را؟
مگر هميشه نگفتم تو هم پاره اي از تن مني از من نپرس كه اشكهايم را براي چه به پروانه ها هديه مي دهم همه ميدانند كه دوري تو روحم را مي آزارد تو خود پروانه ها را به من سپردي تا ميهمان لحظه هاي بي كسيم باشند...
_________________ حقيقت همان دروغي است كه بارها تكرار ميشود
|
| 18 Jun 2008 01:44 am |
|
 |
فرشته خاور
تاريخ عضويت: 26 May 2007
تعداد ارسالها: 154
محل سكونت: زير گنبد كبود
|
عاشق همه سال مست ورسوا بادا
دیوانه وشوریده و شیدا بادا
تا که هوشیاریم غصه هر چیز خوریم
چون مست شدیم هر چه بادا بادا.......................!!!!!
_________________ مهم اين نيست كه در كجاي اين جهان ايستاده ايم .... مهم اين است كه در چه راستايي گام بر مي داريم
|
| 18 Jun 2008 11:57 pm |
|
 |
فرشته خاور
تاريخ عضويت: 26 May 2007
تعداد ارسالها: 154
محل سكونت: زير گنبد كبود
|
_________________ مهم اين نيست كه در كجاي اين جهان ايستاده ايم .... مهم اين است كه در چه راستايي گام بر مي داريم
|
| 28 Jun 2008 01:29 pm |
|
 |
فرشته خاور
تاريخ عضويت: 26 May 2007
تعداد ارسالها: 154
محل سكونت: زير گنبد كبود
|
چه غمگین است آهنگ بدرودم
من از شهر تو با یاد تو خواهم رفت
و می دانم که باید رفت
چرا؟
چون دیده ام کوچ پرستوهای عاشق را.....................
_________________ مهم اين نيست كه در كجاي اين جهان ايستاده ايم .... مهم اين است كه در چه راستايي گام بر مي داريم
|
| 03 Jul 2008 12:04 am |
|
 |
فرشته خاور
تاريخ عضويت: 26 May 2007
تعداد ارسالها: 154
محل سكونت: زير گنبد كبود
|
نرگس ها و زنیق های یادت در هوای سنگین سکوت
در باغچه خاطرات کم کم خشک می شوند!
و من!!!!!
آبی ندارم پای آنها بفشانم
به جز اشکهایم!
_________________ مهم اين نيست كه در كجاي اين جهان ايستاده ايم .... مهم اين است كه در چه راستايي گام بر مي داريم
|
| 08 Jul 2008 11:56 am |
|
 |
اثني عشري
تاريخ عضويت: 18 Nov 2006
تعداد ارسالها: 382
|
 بله
افلاطون می گه: " اگه با دلت چیزی یا کسی رو دوست داری زیاد جدی نگیرش، چون ارزشی نداره، چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که دیدنه، اما اگه یه روز با عقلت کسی رو دوست داشتی، اگه عقلت عاشق شد، بدون که داری چیزی رو تجربه می کنی که اسمش عشق واقعیه
|
| 19 Jul 2008 11:30 pm |
|
 |
|
|