برای استفاده از تمام امکانات سایت از جمله مرکز دانلود باید در سایت عضو شوید. برای ثبت نام تنها 1 دقیقه زمان نیاز دارید ، برای ثبت نام اینجا کلیک کنید

صفحه اول انجمنها
ثبت نامجستجوراهنماي انجمنليست اعضااتاق چت (0)گروه هاي كاربرانمرکز دانلودورود

پاسخ به يك موضوع صفحه 7 از 8
برو به صفحه قبلي  1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8  بعدي
روزانه نوشت هاي ما.
نويسنده پيغام

پاسخ بصورت نقل قول
ارسال طرز برخورد با افراديکه شما را تحقير مي کنند 
برگرفته شده از مجموعه ي مردمان

واکنش نشان دادن در مقابل افرادي که شما را خوار کرده و ارزش هـايتـان را زير سؤال مي برند، قدري دشوار و دردناک است. گاهي اوقات زخم هايي که اينگونه افراد به شما وارد مي آورند، ممکن است تا ابد باقي بمانند.

مـن خــودم به شخصه زمانيکه به گذشته بر مي گردم افراد بســيار زيادي را به خاطر مي آورم که در برهه هاي مختلف زنـدگي مرا تحقـيــر مي کردند و ارزش ها و توانايي هايم را دسـت کـم مــي گرفتند. مطمئنـــم که همه شما تجربه اي مشـابه من داشته ايد، شايد کمتر کسي باشد که در طول زنـدگي خود با افراد اين چنيني برخورد نکرده باشد. بهترين تکــنيک اين است که ياد بگيريم به جاي اينکه برخورد تند از خود نشان بدهيم، با آنها مدارا کنيم.



در اين قسمت من چند تکنيک شخصي به شما آموزش مي دهم تا ياد بگيريد چگونه مي توان از پس اين افراد برآمد:

بايد توجه داشته باشيد که افرادي که شما را تحقير مي کنند و قصد آسيب رساندن به شما را دارند، در درجه اول بايد خودشان را بيازارند تا بتوانند شما را آزرده کنند.

بايد بدانيد که يک انسان کامروا، موفق، و با اعتماد به نفس هيچ نيازي به تحقير ديگران ندارد. شايد اين افراد از ديگران انتقادهاي سازنده اي کنند، اما هيچ گاه آنها را تحقير نمي کنند.
برخي از افراد به طور کلي نظر منفي نسبت به ديگران دارند چون:

- به دليل کمبودهايي که احساس مي کنند دوست دارند خودشان را قدرتمند تر از سايرين جلوه بدهند تا به اين طريق بر تزلزل شخصيتي خود غلبه کنند.

- قبلاً کسي آنها را آزرده ساخته و چون توانايي مقابله با آن را نداشتند، با تحقير ديگران سعي مي کنند از موقعيت فعلي خود دفاع کند..


افرادي که به شدت شما را تحقير مي کنند با اين کار فقط ناراحتي، عدم موفقيت، و بي هدفي خود را در زندگي به نمايش مي گذارند و اين مشکل آنهاست نه شما. دانستن اين مطلب به شما کمک مي کند که راحت تر بتوانيد در کنار آنها به زندگي عادي خود ادامه دهيد و حرف هايشان را نشنيده بگيريد. اگر بدانيد که مشکل از طرف مقابل است نه شما، مي توانيد منطقي با مسائل برخورد کنيد و از حرف ها و کنايه هاي آنها شما را آزرده نخواهد کرد.

شايد فردي که داراي چنين خصوصياتي است يکي از نزديکان شما باشد و برايتان سخت باشد که بخواهيد از نظر عاطفي خودتان را از او جدا کنيد. هيچ نيازي به اين کار نيست، فقط سعي کنيد در بحث هايي که او راه مي اندازد، شرکت نکرده و خودتان را کنار بکشيد. قصد او اين است که کاري کند تا شما احساس بدي نسبت به خودتان پيدا کنيد. اين وظيفه شماست که به آنها اجازه انجام چنين کاري را ندهيد. براي بدست آوردن اطلاعات بيشتر در مورد چگونگي برخورد با افراد منفي نگر به قسمت: "طرز برخورد با افراد منفي گرا" مراجعه کنيد.

توضيحات و نکاتي در مورد افرادي که شما را تحقير مي کنند:

زمانيکه اينگونه افراد به شما حرفي مي زنند، در پاسخ به آنها، جواب هاي بي شماري به ذهن شما خطور مي کند. اگر چنين کاري را انجام دهيد، در واقع خودتان را با آن فرد هم شان ساخته ايد و اين دقيقاً همان چيزي است که آنها انتظارش را مي کشند. آنها مي خواهند شما را عصباني کنند تا برخورد شديدي از خود نشان دهيد، آنها ميخواهند شما احساس بدي نسبت به خودتان پيدا کنيد و قصدشان تنها آزار دادن و آسيب رساندن است. شما با جواب دادن به آنها در حقيقت وارد بازي ساختگي شان ميشويد، و در نهايت خودتان را آزار داده ايد. ممکن است بعداً به خاطر حرف هايي که در عصبانيت از دهانتان خارج شده پشيمان شويد. خوب در زمان بروز چنين حالتي چه کاري مي توان انجام داد؟ بهتر است يکي از موارد زير را امتحان کنيد:

زمانيکه احساس مي کنيد فردي با حالت تهاجمي با شما برخورد مي کند مي توانيد بگوييد: "ازت ممنونم اما فکر مي کنم بهتر است توصيه هايت را براي خودت نگه داري"

و يا: "خيلي سخاوتمندي ولي من نيازي به توصيه هاي تو ندارم"

همه اين مسائل به دليل خشم و نفرتي که در آنها وجود دارد، درست مي شود و شما هم مجبور نيستيد که بار مسئوليت زندگي آنها را به دوش بکشيد. شايد آنها بخواهند که از خشم و نفرت خود به شما سهمي بدهند، اما اين "هديه" اي است که شما واقعاً نيازي به آن نداريد.

اگر به توصيه هاي آنها گوش کنيد و هديه هاي مسمومشان را قبول کنيد، با اين کار خشم و عصبانيت آنها را به به درون خود راه داده ايد. به خودتان اجازه انجام چنين کاري را ندهيد. شما هيچ نيازي به اين هدايا نداريد، از کنار آنها عبور کنيد.


از پيشنهادت ممنونم

يکي ديگر از واکنش هاي مناسبي که در مقابل اين افراد مي توانيد از خود بروز دهيد اين است که به آنها بگوييد: "از پيشنهادت ممنونم" و بعد هم به ادامه کار خود بپردازيد. با بيان اين عبارت شما در حقيقت به بحث پايان مي دهيد. آنها منتظر هستند که شما از خود عکس العمل نشان دهيد و زمانيکه اين کار را انجام نمي دهيد، ديگر چيزي براي گفتن نخواهند داشت.


ممنونم، شايد حق با تو باشه

"بايرن کيتي" در کتاب خود با عنوان: "عشقت را مي خواهم – آيا حقيقت دارد؟" معتقد است که بهترين واکنش در مقابل اين افراد: "ممنوم، شايد حق با تو باشه" است. او اظهار مي دارد زمانيکه نظرات ديگران سبب آزرده ساختن شما مي شو،د بايد نگاهي عمقي به درون خود داشته باشيد و ببنيد دليل اصلي اين رنجش خاطرها چيست. با اين کار هم عکس العمل شديد نشان نداده ايد، هم بر روي خود دقيق تر شده ايد.

ديگران تا زمانيکه شما به آنها اجازه ندهيد، نمي توانند شما را بيازارند. در برخي مواقع بهتر است نگاهي به طرز برخورد خود با طرف مقابل داشته باشيد و ببينيد شما چه کاري انجام داده ايد که او به خودش اجازه داده تا يک چنين پيشنهاداتي نسبت به شما ارائه دهد. آيا توانايي تغيير شرايط را داريد؟ آيا به واقع عقايد او صحت دارند؟

بايد ببينيد که چرا اين اظهار نظر خاص باعث رنجش شما مي شود. عکس العمل هاي شما، حرف هاي زيادي در مورد شخصيتتان مي زند. در اينجا همه چيز مربوط به شماست و نه شخص مقابل.


اجازه دهيد بداند که چه احساسي داريد

اگر به فکر تلافي کردن باشيد، خودتان را بي ارزش مي کنيد. بايد خيلي رو راست به او بگوييد که نظرش شما را آزرده ساخته. البته بايد اين کار را در نهايت آرامش انجام دهيد، به عنوان مثال: "زمانيکه به نظريات من بي توجهي مي کني و آنها را نميپذيري، واقعاً ناراحت مي شوم." فقط به آرامي بيان کنيد و منتظر واکنش آنها بشويد. بهتر است اين کار را زماني انجام دهيد که تک به تک با فرد مقابل تنها مي شويد، اين امکان وجود دارد که آنها خودشان هم متوجه نباشند که در حال آزار و اذيت شما هستند.

اگر چنين بحثي در محيط کار پيش آمد، مي توانيد ادامه بحث را به زمان ديگري موکول کنيد، به عنوان مثال اگر يکي از همکارانتان به شما گفت: "من احساس مي کنم تو نسبت به مسائل مختلف بيش از اندازه حساس هستي" به او بگوييد: "ترجيح مي دهم روي مسائل کاري تمرکز کنيم" و يا "الآن مسائل مهمتري براي انجام دادن وجود دارد، بهتر است به مسائل کاري توجه کنيم و موارد شخصي را بگذاريم براي بعد"

با اين کار، آنها را متوجه مي کنيد که هم از نظرشان خوشتان نيامده و هم کاملاً حرفه اي با آنها برخورد کرده ايد.


ساير نکاتي که در اين زمينه بايد به خاطر داشته باشيد به شرح زير مي باشد:


شما نياز به تاييد ديگران نداريد

گاهي اوقات نظر ديگران به اين دليل شما را آزرده مي سازد چرا که از آنها انتظار تاييد 100% داشته ايد، اما نظر آنها بر خلاف انتظار شما از آب در مي آيد. شايد پيشنهاد آنها زياد هم بد نباشد، اما در نظر شما بد جلوه کند، به عنوان مثال اگر سرپرست بخش به شما بگويد: "کارت واقعاً عالي بود، اما آيا ميتواني پاراگراف آخر را اصلاح کني تا کارت قوي تر شود؟" ممکن است ناراحت شويد، و به اين دليل که توقع شنيدن چنين اظهار نظري را نداشتيد، قسمت اول آنرا هم نمي شنويد، و فقط متوجه بخش انتقادي آن مي شويد.

اگر اين نوع اظهار نظرها را به عنوان نوعي توهين و تحقير در نظر نگيريد، آنوقت ميتوانيد اين نظريه را به عنوان فرصتي براي پيشبرد توانايي هاي خود به کار بنديد.


راهي سريع براي ايجاد عزت نفس  به دنبال تاييد گرفتن از ديگران نباشيد


آيا آنها از داستانهاي ذهني شما با خبر هستند؟

در برخي شرايط، ممکن است نظريات ديگران در ذهن شما به منزله نوعي اهانت به شمار آيد، درصورتيکه طرف مقابل به هيچ وجه قصد انجام چنين کاري را ندارد. اين امر به دليل تفکرات ذهني شما و يا به دليل داستان هاي ذهني که براي خودتان ساخته ايد، بوجود مي آيد، به همين دليل چيزي را مي بينيد که وجود خارجي ندارد و تنها زاييده خيال و اوهام ذهنيتان است.

در اينجا برايتان مثالي مي آوريم؛ فرض کنيد شخصي براي شما هديه اي آورده. اگر شما اعتقاد داشته باشيد که او قصد آسيب رساندن به شما را داشته، ممکن است با خودتان فکر کنيد:"او مي خواهد از راههاي مسالمت آميز وارد شده و از خلق خوش من سوء استفاده کند." اما حقيقت چيز ديگري است و او تنها قصد دارد که به شما نشان دهد تا چه حد برايش ارزش و اهميت داريد. در يک چنين شرايطي بايد از خودتان سؤال کنيد که آيا واقعاً همه چيز را آنطور که هست مي بينيد و يا مي شنويد؟ (هيچ چيز معناي حاصي ندارد تا زمانيکه شما به آن معنا ببخشيد) و يا اينکه داستان ذهني خودتان را وارد کار مي کنيد.


داستان زندگي شما چيست؟ آيا بايد از آن گذشت؟


آيا منعکس کننده اعتقادات شماست؟

بايد توجه داشته باشيد که اگر خودتان احساس مي کنيد که فرد دوست داشتني نيستيد، آنوقت اين حس به ديگران هم منتقل شده و آنها نيز تصور مي کنند که نميتوانند شما را دوست داشته باشند. اگر تصور کنيد که فقط استحقاق اهانت و تحقير را داريد، آنگاه چيزي جز اين هم عايدتان نخواهد شد. اگر يک چنين تصوري داريد شايد نوبت به آن رسيده باشد که نگاه عميق تري به درون خود انداخته و اعتقادات خود را زير سؤال ببريد.


انعکاس دادن کليد درک شخصي


نسبت به تحقيرهاي زيرکانه هشيار باشيد

زمانيکه صبر مي کنيد و به پيغام هايي که به طور روزانه دريافت مي کنيد مي انديشيد، به اين نتيجه مي رسيد که خيلي بيشتر از آن چيزي که تصور مي کرده ايد در معرض انتقاد و اهانت قرار گرفته ايد. دليلش هم اين است که دنيا پر است از انسان هايي که قصد تحقير ديگران را دارند. هر جايي که مي رويد، به هر کجا که نگاه مي کنيد، هر چيزي که در روزنامه مي خوانيد و يا در تلويزيون تماشا مي کنيد، و حتي تبليغاتي که مشاهده مي کنيد، همه و همه قصد دارند به شما بگويند که تا زمانيکه از محصولات آنها استفاده نکنيد، طرز خاصي لباس نپوشيد، مطالعات خاصي نداشته باشيد، طرز خاصي راه نرويد،  به اندازه کافي خوب نيستيد. آنها به طور ماهرانه اي عزت نفس و ارزش شخصي شما را زير سؤال مي برند.

هيچ کس دوست ندارد مورد انتقاد قرار بگيرد؛ به همين دليل اگر مي خواهيد سالم زندگي کنيد و از عزت نفس برخوردار باشيد، بايد اين پيغام هاي منفي که از سايرين در مورد شخصيتتان مي شنويد را ناديده بگيريد.


نگاهي اجمالي به شيوه هاي برخورد با افرادي که شما را تحقير مي کنند


زمانيکه در معاشرت با افرادي قرار مي گيريد که شما را خوار مي کنند، به ياد داشته باشيد:

1- با تحقير کردن متقابل، کارشان را تلافي نکنيد.

2- طرز برخوردشان چيزهاي زيادي در مورد آنها به شما مي گويد، به راحتي مي توانيد درک کنيد که دليل همه اين کارها، خشم و نفرتي است که وجودشان را فراگرفته و خودشان بايد با آن کنار بيايند نه شما.

3- آيا مي توانيد از ميان نظريات آنها براي خود يک "هديه" پيدا کنيد؟ مي توانيد به يکي از نقاط ضعف و يا قوت خود در بين نظريات آنها پي ببريد؛ اگر قوت بود آنرا افزايش دهيد و اگر ضعف بود در پي جبران آن برآييد.

4- ممکن است برداشتي که از نظريات آنها مي کنيد کاملاً نادرست باشد و آنها واقعاً از گفته هاي خود قصد و منظوري مداشته باشند. تنها به دليل اعتقادات و باورهاي ذهني نمي توانيد ديگران را متهم کنيد.

5- نسبت به پيام هاي زيرکانه اي که ممکن است نظريات منفي در بر داشته باشند، آگاه باشيد (مانند تبليغاتي که هر روزه به گوشتان مي رسد) و به آنها اجازه ندهيد تا حس ارزشمندي و اعتبار شخصي شما را زير سوال ببرند.

گاهي اوقات برخي از توهين ها و تحقيرها هستند که برخورد با آنها صورت مناسبي ندارد، اما اگر بتوانيد از آنها به نفع خود استفاده کنيد، بهترين کار را انجام داده ايد.


_________________

الهی در جلال رحمانی، در کمال سبحانی، نه محتاج زمانی و نه آرزومند مکانی، نه کس به تو ماند و نه به کسی مانی.
پیداست که در میان جانی، بلکه جان زنده به چیزی است که تو آنی.
************
ای آیه ی مکرر آرامش ،میخواهمت هنوز ،آری هنوز هم دریای آرزو در این دل شکسته ی من موج میزند... راهی به دل بجو..





یاحق
شاید این بار آخرست پس ، برای آخرین بار خداحافظ
تولدت مبارک

پاسخ بصورت نقل قول
ارسال با همکاران حسود خود چگونه برخورد کنيم؟ 


موفقيت، موفقيت مي آورد و متاسفانه حسادت!

طي صعود شما از نردبان ترقي در شرکت، مطمئناً دوستان بسيار و تعدادي هم دشمن پيدا خواهيد کرد. اين دشمنان، که هميشه با آنها برخورد خواهيد داشت، هميشه سعي بر اين خواهند داشت تا شما، کارها و دستاوردهايتان را پايين آورده و تحقير کنند. اين دشمنان، يا اصطلاح مهربانانه تر آن، همکاران حسود، اگر به حال خود رها شوند، ممکن است مانعي بر سر راه پيشرفت شما شوند و يا تله هايي براي در دام افتادن شما ترتيب دهند.


مشخص ترين همکاران حسود به راحتي قابل شناسايي هستند، از آنجا که در هر تلاشي که مي کنيد، به رقابت با شما برمي خيزند. زيرک ترين اين دشمنان معمولاً پي فرصت مناسبي براي تحقير شما به خاطر شکست ها و اشتباهاتتان هستند.


من که خود با انواع مختلفي از اين دشمنان در رده هاي مختلف شرکت برخورد داشته ام، در اين مقاله مي خواهم شما را با دو روش اصلي در برخورد با اين افراد آشنا کنم: (1) خنثي کردن حسادت آنها، و (2) تلافي کردن کارهايشان.



(1)  خنثي کردن حسادت دشمنان

آيا رفتار شما شايسته ي سرزنش و عيب جويي است؟ آيا کاري کرده ايد که باعث شعله ور شدن هر چه بيشتر حسادت آنها شده است؟ آيا ديگران را تحقير مي کنيد و موفقيت هاي خودتان را به رخ مي کشيد؟


اينها سوالاتي است که بايد از خودتان بپرسيد، چون قصد نداريد که خودتان اسباب تنفر ديگران را فراهم کنيد. اگر متوجه شديد که خودتان رفتارها و برخوردهايي ناشايست و منفي داشته ايد، بايد هر چه سريعتر آنها را تغيير دهيد. در واقع، تا مي توانيد صميمي و فروتن باشيد و ارزش ديگران را بالا ببريد. با تقسيم موفقيت هايتان با همکارانتان، اعتماد به نفس آنها را بالا ببريد و به آنها نيز درس موفقيت بدهيد.  

اگر در گذشته بيش از حد متکبر و مغرور بوده ايد، خود را تغيير دهيد و سعي کنيد با دشمنانتان صلح برقرار کنيد. به خاطر کار، اعتبار، و سلامت روانيتان، بايد تا مي توانيد از هرگونه مجادله يا احساس بد و منفي دوري کنيد. اگر اينکار را به خاطر ترس از عکس العمل دشمنانتان انجام دهيد، مطمئن باشيد که آنها متوجه اين مسئله خواهند شد. پس بايد اين تغيير از ته قلب و مخلصانه باشد.

جلب احترام همکاران

آيا تا به حال سعي مي کرديد که خود را نفر اول و از همه کس بالاتر نشان دهيد؟ بدانيد که هيچوقت براي جبران اشتباهات گذشته دير نيست. سعي کنيد از اين به بعد، همکاران و ساير افراد گروه را مقدم بر خود بدانيد. مطمئن باشيد اگر بتوانيد حمايت، پشتيباني و احترام اطرافيان خود را جلب کنيد، با نيروي بيشتري مي توانيد در برابر کارشکنان مقاومت کنيد. اگر فرد حسود را از سايرين جدا کنيد، ممکن است  آتش حسادت او نيز کم کم فروکش کند.

بر حسادت آنها پيشدستي کنيد

اگر بتوانيد همکار ناراضي و ناخشنود خود را زود شناسايي کنيد، خواهيد توانست بر حسادت او پيشدستي کنيد. هرجا که لازم باشد امتياز بدهيد. فروتن باشيد، اما نه به آن اندازه که شايستگي هايتان ناشناخته بماند. نکته اينجاست که بايد قبل از شعله ور شدن آن حس حسادت، از آن جلوگيري کنيد.


همکارانتان را به خاطر موفقيت هايشان تشويق کنيد. سعي کنيد خودتان حسود نباشيد، چون اين نوع احساسات خيلي زود برملا مي شوند. اگر در خودتان نيز حس حسادت و رفتارها و عملکردهاي منفي مشاهده مي کنيد، بايد انتظار برخورد مشابه نيز از ديگران داشته باشيد.
 

(2)  تلافي کارهاي حسودان


اگر نتوانستيد حسادت همکارانتان را خنثي کنيد، بايد براي حفظ اعتبار و شهرت خود در محل کار، واکنش نشان دهيد. بايد هرطور شده تلاشهاي همکارن حسود خود را براي بي اعتبار کردن خود نابود کنيد.


اگر عملياتي افترا آميز و بدگويانه برعليه شما از جانب يکي از همکاران حسود آغاز شد، وظيفه ي شما اين است که کاري کنيد تا خلاف آن حرف ها ثابت شود. سعي نکنيد شما نيز کاري مشابه با او انجام دهيد، چون اين فقط شدت توهين هاي او را افزايش خواهد داد. هميشه سعي کنيد لبخند زده و سرحال نشان دهيد (اما نه بيش از حد)، سخت کار کنيد، و سعي کنيد از هرگونه غيبت و بدگويي از طرف مقابل نزد سايرين اجتناب کنيد و تاکتيک هاي زير را به کار گيريد.


بين افراد رده بالاي شرکت، حامي پيدا کنيد

يکي از اولين کارهايي که براي دفاع از خودتان بايد انجام دهيد، اين است که به دنبال حامي و پشتيبان باشيد. با تجربه ي من، هرچه اين حاميان را از افراد رده بالاتر محل کارتان انتخاب کنيد، موفقيت آميزتر خواهد بود. چون اگر پاي يکي از مديران رده بالا هم در ميان باشد، دشمنان تمايل کمتري به در افتادن با شما پيدا خواهند کرد.

به هيچ وجه سعي نکنيد خود را ضعيف و شکننده نشان دهيد. خيلي راحت پشت درهاي بسته با او بنشينيد و مشکلاتتان را با او درمان بگذاريد، و او را از همه ي ماجرا بااطلاع کنيد.

از همه تخلفات آگاه باشيد

کليه مواجهات و مباحثات خود را با فرد حسود در خاطر خود نگاه داريد، و سعي کنيد از آن واقعه مدرک جمع کنيد. حرفه اي عمل کنيد. اگر او زشت و ناشايست رفتار کرد، شما مثل او رفتار نکنيد. ممکن است او نيز وقايع را ثبت و ضبط کند. اگر يک ايميل تند و زننده دريافت کرديد، آن را نگاه داشته و به هيچ وجه پاسخ ندهيد. اطمينان حاصل کنيد که هيج يک از حرفهايتان را به صورت نوشته نداشته باشد. اگر لازم مي بينيد که آن توهين ها و حرف هاي زشت را پاسخ دهيد، آن را به صورت شفاهي انجام دهيد.

به آنها فرصت دهيد تا از ادعاي خود صرفنظر کنند

نبايد دشمنان خود را به حالت دفاعي، تهديد شده و بيچاره ببريد. به خاطر داشته باشيد: شما مي خواهيد اين مجادله را به پايان برسانيد، پس به آنها فرصت تغيير عقيده و برگشتن از ادعاي خود را بدهيد. براي نگاهداشتن رابطه تان، گهگاه به او امتياز بدهيد. مثلاً اگر دشمنتان معمولاً خوش برخورد است، به آن رفتار اعتماد کنيد، اما نه کورکورانه. ممکن است او به طريقي بخواهد عذر خواهي کند، بدون اينکه غرورش جريحه دار شود. اما هيچوقت شما با شديدتر کردن آزار و اذيتتان، ن را قرباني نکنيد، بخشنده و رئوف باشيد.


بهترين نتيجه را بگيريد!



تابلو "حسادت" از نيکولاس داج ولفسون


برخورد با همکاران حسود موقعيت دشواري است که همه از آن فراري هستند. اما شما مي توانيد با فرونشاندن حسادت آنها قبل از اينکه مشکل ساز شود، همه چيز را به خوبي برطرف کنيد. اما اگر با اين روش راه به جايي نبرديد، بايد درصدد تلافي برآييد، شايد از اين طريق پي به اشتباه خود ببرند. در هر حال بايد هوشيار باشيد و حرفه اي عمل کنيد، تا بهترين نتيجه را بگيريد .


_________________

الهی در جلال رحمانی، در کمال سبحانی، نه محتاج زمانی و نه آرزومند مکانی، نه کس به تو ماند و نه به کسی مانی.
پیداست که در میان جانی، بلکه جان زنده به چیزی است که تو آنی.
************
ای آیه ی مکرر آرامش ،میخواهمت هنوز ،آری هنوز هم دریای آرزو در این دل شکسته ی من موج میزند... راهی به دل بجو..





یاحق
شاید این بار آخرست پس ، برای آخرین بار خداحافظ
تولدت مبارک

پاسخ بصورت نقل قول
ارسال دوست واقعی ... دوست معمولی 
دوست معمولی هیچ گاه نمی تواند گریه ی تو را ببیند .

دوست واقعی شانه هایش از گریه ی تو تر خواهد بود .

دوست معمولی اسم کوچک والدین تو را نمی داند .

دوست واقعی شاید تلفن آنها را جایی نوشته باشد .

دوست معمولی جعبه ای شکلات برای تو مهمانی تو می آورد .

دوست واقعی زود تر به کمک تو می آید و تا دیر وقت برای تمیز کردن می ماند .

دوست معمولی از دیر تماس گرفتن تو دلگیر و ناراحت می شود .

دوست واقعی می پرسد که چرا نتوانستی زودتر تماس بگیری ؟

دوست معمولی دوست دارد به مشکلات تو گوش دهد .

دوست واقعی برای حل آنها سعی می کند .

دوست معمولی مانند میهمان عمل می کند و منتظر می ماند تا از او پذیرایی شود.

دوست واقعی بسوی یخچال می رود و از خود پذیرایی می کند .

دوست واقعی می پندارد که دوستی شما بعد از مرافعه ای تمام می شود .

دوست واقعی می داند که بعد از مرافعه دوستی شما محکمتر می شود .

دوست واقعی کسی است که وقتی هم تو را ترک کردند با تو باشد.



ما برای دوستانمان واقعا چگونه هستیم ؟؟؟
عزیزی به من گفت : "ما عاشق نمی شویم ، اما کسانی را دوست می داریم "، آیا واقعا دوست می داریم یا نه ؟؟؟

حلالمان کنید Smile
برای آنهایی که فکر می کنند دوست دارند و با دلیلی کودکانه دوستیشان را خراب می کنند هم دعا کنید
این شب های عزیز هیچ کسی را فراموش نکید


_________________

الهی در جلال رحمانی، در کمال سبحانی، نه محتاج زمانی و نه آرزومند مکانی، نه کس به تو ماند و نه به کسی مانی.
پیداست که در میان جانی، بلکه جان زنده به چیزی است که تو آنی.
************
ای آیه ی مکرر آرامش ،میخواهمت هنوز ،آری هنوز هم دریای آرزو در این دل شکسته ی من موج میزند... راهی به دل بجو..





یاحق
شاید این بار آخرست پس ، برای آخرین بار خداحافظ
تولدت مبارک

پاسخ بصورت نقل قول
ارسال ضرب المثل : دو قورت و نیمش باقی است!!! 
گويند سليمان پيغمبر جانوران دريا رابه ميهمانی دعوت کرد.پيش از همه ماهی سر بيرون آورد. لقمه ای در دهان او افکندندداخل آب رفت لقمه راخورد وبرگشت ولقمه ای ديگر طلبيد . دوباره به اودادند. رفت خورد وبرگشت وباز هم طلبيد . سليمان از او پرسيد:روزی تو چقدراست و ماهی جواب داد: روزی من سه لقمه يا سه جرعه است که تا بحال نيم جرعه را خورده ام دوجرعه ونيم باقی است.
واين ضرب المثل باب شد که دوقورت ونيمش هنوز باقی است . و اين ضرب المثل در مورد آدمهايی که به حق خود قانع نيستند بکار ميرود.


_________________

الهی در جلال رحمانی، در کمال سبحانی، نه محتاج زمانی و نه آرزومند مکانی، نه کس به تو ماند و نه به کسی مانی.
پیداست که در میان جانی، بلکه جان زنده به چیزی است که تو آنی.
************
ای آیه ی مکرر آرامش ،میخواهمت هنوز ،آری هنوز هم دریای آرزو در این دل شکسته ی من موج میزند... راهی به دل بجو..





یاحق
شاید این بار آخرست پس ، برای آخرین بار خداحافظ
تولدت مبارک

پاسخ بصورت نقل قول
ارسال انعکاس زندگی 
پدر و پسري مشغول قدم زدن در كوه بودند که ناگهان پای پسر به سنگی گیر کرد، به زمین افتاد و ناخودآگاه فرياد کشید: آآآی ی ی !!
صدایی از دوردست آمد: آآآی ی ی!!
پسرک با کنجکاوی فریاد زد: کی هستی؟
پاسخ شنید: کی هستی؟
پسرک خشمگین شد و فریاد زد: ترسو!
باز پاسخ شنید: ترسو!
پسرک با تعجب از پدرش پرسید: چه خبر است؟
پدر لبخندی زد و گفت: پسرم، توجه کن و بعد با صدای بلند فریاد زد: تو یک قهرمان هستی!
صدا پاسخ داد: تو یک قهرمان هستی!
پسرک باز بیشتر تعجب کرد. پدر توضیح داد: مردم می گویند این انعکاس کوه است ولی این در حقیقت انعکاس زندگی است. هر چیزی که بگویی یا انجام دهی، زندگی عیناً به تو جواب میدهد.
اگر عشق را بخواهی، عشق بیشتری در قلبت به وجود می آید و اگر به دنبال موفقیت باشی، آن را حتماً به دست خواهی آورد. هر چیزی را که بخواهی، زندگی همان را به تو خواهد داد.

بله ! خواستن تمام چيزهايي كه ما انتظارش را داريم به يك تصوير ذهني ايده آل بستگي دارد. این تصویر ذهنی شماست كه به شما شادی یا غم‌، موفقیت‌، یا شكست‌، خوشبختی و یا درد و رنج را هديه می‌دهد. تصویر ذهنی شما می‌تواند به شما كمك كند تا آنچه را برای رسیدن به شادی و رضایت لازم دارید انجام دهید، می‌تواند به شما كمك كند تا از زندگی خود لذت ببرید، می‌تواند اسباب اعتماد به نفس و اطمینان به كار و فعالیت هایی باشد كه شما برای زمان فراغت خود انتخاب می‌كنید، مصمم بر شاد زیستن شوید، از روی خیرخواهی به ارزیابی خودتان بپردازید، بهترین و طلایی‌ترین لحظات زندگی را در ذهن مجسم كنید و با توجه به واقعیت‌ها، نه خیالات واهی‌، بلكه براساس تصویر مثبت كه از واقعیات زندگی دارید، این تصویر خوشایند از خویش را تقویت كنید.
مراقب باشيد تا تصویر ذهنی خود را جایی گم نكنيد تا بهمراه آن انگیزه خوشبخت شدن را از دست دهيد‌. مواظب خودتان و روحتان و اندیشه‌های قشنگتان باشید‌. نگذارید كه هیچ باد مخالفی ابرهای سیاه را روبه‌روی پنجرهٔ رو به اقبال ذهنتان بیاورد تا موفقيت و خوشبختي در زندگي را آنطور كه مي پسنديد تجربه كنيد !



_________________

الهی در جلال رحمانی، در کمال سبحانی، نه محتاج زمانی و نه آرزومند مکانی، نه کس به تو ماند و نه به کسی مانی.
پیداست که در میان جانی، بلکه جان زنده به چیزی است که تو آنی.
************
ای آیه ی مکرر آرامش ،میخواهمت هنوز ،آری هنوز هم دریای آرزو در این دل شکسته ی من موج میزند... راهی به دل بجو..





یاحق
شاید این بار آخرست پس ، برای آخرین بار خداحافظ
تولدت مبارک

پاسخ بصورت نقل قول
ارسال انتقام از عاشق خیانتکار !! 
از یک عاشق خیانتکار
چگونه انتقام بگیریم؟




«در نمایشنامه کلاسیک مده‌آ نوشته اوریپید، وقتی که از خیانت همسر خود با خبر می‌شود، فرزندانش را می‌کشد، آنها را تکه تکه می‌کند، در غذا می‌ریزد و به خورد همسرش می‌دهد.»
این اولین انتقام یک زن از یک مرد خیانت‌پیشه در ادبیات نمایشی جهان است که در آثار دیگر مکررا تکرار می‌شود. اما با ورود تفکر بشر به عصر روشنگری و شکهای دکارتی و اصالت پیدا کردن تجربه، عمل جای خود را به نوعی ذهنی‌گرایی صرف می‌دهد، آنگونه که هملت وقتی از خیانت مادرش نسبت به پدرش خبردار می‌شود توان هیچ عملی را ندارد. او شک می‌کند، در شک خود شک می‌کند و این بازی تا آنجا پیش می‌رود که خود او هلاک می‌شود.
تاریخ پیش می‌رود و ذهنی‌گرایی همچنان تشدید می‌شود تا آنجا که به قول فوکو، واژه و چیز (شی) یکدیگر را گم می‌کنند. به نظر او دیگر برای نامیدن یک مفهوم هیچ واژه‌ای وجود ندارد. بشر گرفتار نوعی از هم گسیختگی می‌شود و دیگر نه انتقام و نه خیانت در گفتمان پست مدرن معنایی ندارد.
اما در عصر پست مدرن(!) خیانت هم می‌شود و من در جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنم و در بین جوانان بسیار بسیار زیاد هم خیانت کردن و هم مورد خیانت واقع شدن را می‌بینم.
حالا چه باید کرد؟ اگر کسی در رابطه‌اش با ما خیانت کرد چه باید بکنیم؟
۱) اگر به شما خیانت شود بی‌شک ایراد از شماست؛ به این معنا که شما نظرباز خوبی نیستید.
۲) گیریم که به شما خیانت شود؛ شما حق انتقام گرفتن دارید، اما اگر ببخشایید بهتر است. چرا که هر انتقامی بی‌شک به خود شما هم حجمی از انرژی منفی وارد خواهد کرد.
۳) حالا گیریم که نخواهید ببخشید و بخواهید انتقام بگیرید. چه روشی باید اتخاذ کرد؟ به نظر من به شیوه مده‌آ عمل کنید. نه، تعجب نکنید. منظورم این نیست که فرزندان (احتمالی‌تان!) را بکشید و به خورد یار سابق بدهید؛ بلکه منظورم این است که بر اساس مفهوم عمل مده‌آ عمل کنید:
از بین بردن فرزند و خوراندن آن به شوهر نمادی است از بازگشت به اصل و ریشه‌های سنتی و تجدید نظر در آن مفاهیم. فرزندان حاصل از همراهی جنسی جیسون و مده‌آ حاصل یک هوس هستند، آنها نمادی از نوعی هوس زودگذرند که باید پاک شود و بازگشت به تعادل تنها از طریق از بین بردن هوس ممکن است. اساسا در تفکر یونان باستان فرزند نماد نوعی شهوت‌رانی و قدرت‌طلبی است (درست و غلط آن پای خودشان). اوریپید در این نمایشنامه خود به شکل نمادین راه بازگشت به تعادل را از بین بردن هوس و بازتاباندن هوس به سوی دیگری است به این معنا که هوس عاشق خیانت پیشه را از بین ببرید و آن را به خود او بازگردانید. هر چند این درام با نقدهای عده‌ای از فلاسفه از جمله ارسطو و کانت روبرو شد، اما بعدها از جمله ریشه‌های ظهور مکتب فلسفی هنری رومانتی‌سیسم شد. به طور کلی تمام عاشق‌پیشه‌های تاریخ ادبیات، فرهنگ و هنر و اندیشه از شیللر و گوته بگیرید تا معاصرین، همه و همه به نوعی از تفکر اوریپیدی وام گرفته‌اند؛ به این معنا می‌توان گفت همه عاشقان دنیا بر این باور درست هستند که:
«عشق را باید از هوس پالوده کرد» به این معنا برای انتقام گرفتن از هر خیانت پیشه‌ای هم باید از هوس دور شد و پرهیزگاری پیشه کرد.


_________________

الهی در جلال رحمانی، در کمال سبحانی، نه محتاج زمانی و نه آرزومند مکانی، نه کس به تو ماند و نه به کسی مانی.
پیداست که در میان جانی، بلکه جان زنده به چیزی است که تو آنی.
************
ای آیه ی مکرر آرامش ،میخواهمت هنوز ،آری هنوز هم دریای آرزو در این دل شکسته ی من موج میزند... راهی به دل بجو..





یاحق
شاید این بار آخرست پس ، برای آخرین بار خداحافظ
تولدت مبارک

پاسخ بصورت نقل قول
ارسال  
راستي ! چرا يافتن خدا براي خيلي از ماها اينقدر دشوار است ؟


شايد جواب اين سوال در اين جمله باشد كه :

زيرا ما بدنبال چيزي هستيم كه هرگز آنرا گم نكرده ايم ...!



_________________

الهی در جلال رحمانی، در کمال سبحانی، نه محتاج زمانی و نه آرزومند مکانی، نه کس به تو ماند و نه به کسی مانی.
پیداست که در میان جانی، بلکه جان زنده به چیزی است که تو آنی.
************
ای آیه ی مکرر آرامش ،میخواهمت هنوز ،آری هنوز هم دریای آرزو در این دل شکسته ی من موج میزند... راهی به دل بجو..





یاحق
شاید این بار آخرست پس ، برای آخرین بار خداحافظ
تولدت مبارک

پاسخ بصورت نقل قول
ارسال  
ای کاش در این خانه پرنور بمانیم
با روزه هر روزه کمی جور بمانیم

ای کاش لعنت بفرستیم به شیطان
از غیر خدا تا به ابد دور بمانیم

ای کاش کمی قدر شب قدر بدانیم
حیف است شبی روشن و ما ... کور بمانیم!!

برگرفته از  وبلاگ من !!


_________________

الهی در جلال رحمانی، در کمال سبحانی، نه محتاج زمانی و نه آرزومند مکانی، نه کس به تو ماند و نه به کسی مانی.
پیداست که در میان جانی، بلکه جان زنده به چیزی است که تو آنی.
************
ای آیه ی مکرر آرامش ،میخواهمت هنوز ،آری هنوز هم دریای آرزو در این دل شکسته ی من موج میزند... راهی به دل بجو..





یاحق
شاید این بار آخرست پس ، برای آخرین بار خداحافظ
تولدت مبارک

پاسخ بصورت نقل قول
ارسال  
در غم ما روزها بیگاه شد
روزها با سوزها همراه شد
روزها گر رفت گو رو باک نیست
تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست



_________________
و نا اميد نشوند از رحمت خدا مگر كافران -به نام خالق بی کران ها
مهربانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید را در دفتر نقاشی هایش سیاه کشید تا پدر کارگرش زیر نور آفتاب نسوزد.

ما زنده به آنيــــــــــــم كه آرام نگيريـــم ------------------------موجيم كه آسودگــي ما عدم ماســــت

وَ اِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلون قالُوا سَلاما

چند جمله كه من سعي ميكنم در زندگيم ، با آنها زندگي كنم:

1- یگانه عملی که در زندگی انسان را به هدفش میرساند، انجام وظیفه است.
2- وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها میکند پرهایش سفید میماند، ولی قلبش سیاه میشود.
3- میخواهی به شخصیت واقعی یک انسان پی ببری ؟ پس به او قدرت بده !
4- منطقی و صادقانه برخورد کردن در همه مراحل شرط اصلی موفقیت است.
5- اگر هفتاد میلیون نفر به یک چیز احمقانه اعتقاد داشته باشند آن چیز همچنان احمقانه است !
6- آدمها باتجربه هیچوقت برگ برنده هاشون رو چند بار رو نمیکن .
7- رحم کنید تا به شما رحم شود.
8- یک ذرّه، به کوچکی و سبکی یک الکترون، می‌تواند مسیری ایجاد کند که با چشم دیده می‌شود؛ فقط لازم است که بار داشته‌باشد.
9- بیشعورها را خدا هم نمی تواند ادب کند! (با صنايع ادبي)
10- دیگران رو ببخش نه به خاطر اینکه آنها سزاور بخشش تو هستند بلکه به خاطر اینکه تو سزاوار آرامشی.
11- تلاش دلیل وجود است ، تلاش کن چراکه وجود داری.
12- افکار عمومی به طرز شگفت انگیزی اهل مدارا است، همه چیز را تحمل می کند به غیر از نبوغ.
13- اگر با دشمني زياد بجنگي ،‌ بعد از مدتي تمام استراتژي هاي تو را فرا ميگيرد .
14- پيروزي يعني توانايي رفتن از يك شكست به شكست ديگر بدون از دست دادن اشتياق .
و...

پاسخ بصورت نقل قول
ارسال  
" ای دوست "
در روضۀ قلب جز گل عشق مکار
و از ذیل بلبل حب و شوق دسن مدار .
مصاحبت ابربر را غنیمت دان
و از مرافقت اشرار دست و دل هر دو بردار.


_________________

الهی در جلال رحمانی، در کمال سبحانی، نه محتاج زمانی و نه آرزومند مکانی، نه کس به تو ماند و نه به کسی مانی.
پیداست که در میان جانی، بلکه جان زنده به چیزی است که تو آنی.
************
ای آیه ی مکرر آرامش ،میخواهمت هنوز ،آری هنوز هم دریای آرزو در این دل شکسته ی من موج میزند... راهی به دل بجو..





یاحق
شاید این بار آخرست پس ، برای آخرین بار خداحافظ
تولدت مبارک

پاسخ بصورت نقل قول
ارسال سیب ها 
یک خانم معلم ریاضی که به یک پسر 7 ساله بنام آرنو ریاضی یاد می داد ...ازش پرسید:
آرنو اگر من بهت یک سیب و یک سیب و یکی بیشتر سیب بدهم تو چند تا سیب خواهی داشت؟
تا چند ثانیه آرنو با اطمینان گفت :4 تا!
معلم نگران شده انتظار یک جواب صحیح وآسان رو داشت (3).
خانم معلم نا امید شده بود .او فکر کرد "شاید بچه خوب گوش نکرده است"او تکرار کردآرنو:خوب گوش کن آن خیلی ساده است تو می تونی جواب صحیح بدهی اگر به دقت گوش کنی .اگر من به تو یک سیب و یک سیب دیگه و یکی بیشتر سیب بدهم تو چند تا سیب خواهی داشت؟
آرنو که در قیافهء معلمش نومیدی می دید دوباره شروع کرد به حساب کردن با انگشتانش در حالیکه او دنبال جوابی بود که معلمش رو خوشحال کند تلاش او برای یافتن جواب صحیح نبود تلاشش برای یافتن جوابی بود که معلمش را خوشحال کند .برای همین با تامل پاسخ داد" 4".....
نومیدی در صورت معلم باقی ماند . به یادش اومد که آرنو توت فرنگی رو دوست دارد.او فکر کرد شاید آرنو سیب رو دوست ندارد و برای همین نمی تونه تمرکز داشته باشه.در این موقع او با هیجان فوق العاده و چشمهای برق زده پرسید:آرنو اگرمن به تو یک توت فرنگی و یکی دیگه و یکی بیشتر توت فرنگی بدهم تو چند تا توت فرنگی خواهی داشت آرنو؟
معلم خوشحال بنظر می رسید آرنو با انگشتانش دوباره حساب کرد .هیچ فشاری در آرنو وجود نداشت ولی یک کم درخانم معلم بوداو موفقیت جدیدی برای آرنو می خواست و آرنو با تامل جواب داد "3"؟!
حالا خانم معلم تبسم پیروزمندانه داشت. برای نزدیک شدن به موفقیتش او خواست به خودش تبریک بگه ولی یه چیزی مونده بود او دوباره از آرنو پرسید اگر من به تو یک سیب و یک سیب دیگه و یکی دیگه بیشتر سیب بدهم تو چند تا سیب خواهی داشت؟
آرنو فوری جواب داد "4"!
خانم معلم مبهوت شده بود و با صدای گرفته و خشمگین پرسید چطو آرنو چطور؟
آرنو با صدای کم و با تامل پاسخ داد "برای اینکه من قبلا یک سیب در کیفم داشتم "!!!


نتیجهء اخلاقی:اگر کسی جواب غیر قابل انتظاری به سوال ما داد ضرورتا آن اشتباه نیست شاید یه بعدی از آن را ابدا نفهمیدیم.!!!


_________________

الهی در جلال رحمانی، در کمال سبحانی، نه محتاج زمانی و نه آرزومند مکانی، نه کس به تو ماند و نه به کسی مانی.
پیداست که در میان جانی، بلکه جان زنده به چیزی است که تو آنی.
************
ای آیه ی مکرر آرامش ،میخواهمت هنوز ،آری هنوز هم دریای آرزو در این دل شکسته ی من موج میزند... راهی به دل بجو..





یاحق
شاید این بار آخرست پس ، برای آخرین بار خداحافظ
تولدت مبارک
نمايش نامه هاي ارسال شده قبلي:
پاسخ به يك موضوع صفحه 7 از 8
برو به صفحه قبلي  1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8  بعدي