برای استفاده از تمام امکانات سایت از جمله مرکز دانلود باید در سایت عضو شوید. برای ثبت نام تنها 1 دقیقه زمان نیاز دارید ، برای ثبت نام اینجا کلیک کنید

صفحه اول انجمنها
ثبت نامجستجوراهنماي انجمنليست اعضااتاق چت (0)گروه هاي كاربرانمرکز دانلودورود

پاسخ به يك موضوع صفحه 2 از 2
برو به صفحه قبلي  1, 2
.~'* طنز *'~.
نويسنده پيغام

پاسخ بصورت نقل قول
ارسال  
کنون گويمت رويدادي دگر
زتاريخ ديرين اين بوم وبر
چواسکندرآمد به ملک کيان
يکي گرد فرمانده قهرمان
به ايرانيان داد درس وطن
در اين ره گذشت از سروجان وتن
که فرزند نام آور ميهن است
مر آن شيردل آريو برزن است
چو اسکندر آهنگ ايران نمود
همه آگهان را هراسان نمود
جهانگستري فکر وسوداي او
جهانگيري انديشه و راي او
چو موج شتابنده ميراند پيش
بشد کار دارا به سختي پريش
سر انجام, دارا در آمد زپا
از اين بار شد پشت ايران دو تا
بسي شهرها را سکندر گشود
به جز پارس, چون راه دشوار بود
گذرگاه او تنگه اي بود تنگ
دو سويش همه صخره و کوه و سنگ
همه سنگها بود ره ناپذير
همه صخره هايش کهنسال و پير
در آن تنگه سردار ايران سپاه
بر اسکندر و لشکرش بست راه
چو کوهي سر افراشت بر آسمان
که تا ره بود بسته بر دشمنان
پس از روزها پايداري و جنگ
پس از هفته ها کارزار و درنگ
سکندر نيارست از آن ره گذشت
بکارش فرو ماند و درمانده گشت
سر انجام فکري سکندر نمود
پي چاره تدبير ديگر نمود
بگفتا به سردار ايران سپاه
که بگذر ز پيکار و بگشاي راه
ببخشم تو را بر همه مهتري
از اين پس تو سردار اسکندري
ولي آريو برزن پاکدل
پي پاس اين خاک و اين آب و گل
به اسکندر از خشم پاسخ نداد
چو کوهي فراروي او ايستاد
سرانجام نابخرد گمرهي
به دشمن نشان داد,ديگر رهي
چو اسکندر از تنگه آمد فراز
ز نو آريو برزن چاره ساز
گران پاتر از صخره هاي بلند
بپا ايستاد اندر آن, تنگ بند
بدين گونه ره بر سکندر ببست
بر او آشکار و مسلم شکست
بدانست جز مرگ در پيش نيست
ورا تا عدم يک قدم بيش نيست
چو نزديک شد لحظه واپسين
به ميدان آورد گفت اين چنين:
<<بدان اي سکندر پس از مرگ من
پس از ريزش آخرين برگ من
تواني گشايي در پارس را
نهي بر سرت افسر پارس را
به تخت جم و کاخ شاهنشهان
قدم چون نهي با دگر همرهان
مبادا شوي غره از خويشتن
که ايران بسي پرورد همچو من>>
چو اسکندر اين جانفشاني بديد
سرانگشت حيرت به دندان گزيد
به آهستگي گفت با خويشتن
که اينست مفهوم عشق وطن
اگر چند آن آريا مرد گرد
پي پاس ايران زمين, جان سپرد
ولي داد درسي به ايرانيان
که در راه ايران چه سهل است جان!

 


شاید طنز نباشد اما روزگار ما این گونه مطالب را طنز کرده


_________________

الهی در جلال رحمانی، در کمال سبحانی، نه محتاج زمانی و نه آرزومند مکانی، نه کس به تو ماند و نه به کسی مانی.
پیداست که در میان جانی، بلکه جان زنده به چیزی است که تو آنی.
************
ای آیه ی مکرر آرامش ،میخواهمت هنوز ،آری هنوز هم دریای آرزو در این دل شکسته ی من موج میزند... راهی به دل بجو..





یاحق
شاید این بار آخرست پس ، برای آخرین بار خداحافظ
ای تویی که نمی بینمت هر روز تولدی دوباره است پس؛
تولدت مبارک

پاسخ بصورت نقل قول
ارسال نكته:اين مطلب فقط جنبه ي طنز داره 
ميگن يه روز جبرئيل ميره پيش خدا گلايه ميکنه که: آخه خدا، اين چه وضعيه آخه؟ ما يک مشت ايرونی داريم توی بهشت که فکر ميکنن اومدن خونه باباشون! به جای لباس و ردای سفيد، همه شون لباس های مارک دار و آنچنانی ميخوان! هيچ کدومشون از بالهاشون استفاده نميکنن، ميگن بدون 'بنز' و 'ب ام و' جايی نميرن! اون بوق و کرنای من هم گم شده... يکی از همين ها دو ماه پيش قرض گرفت و رفت ديگه ازش خبری نشد! آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو زدم... امروز تميز ميکنم، فردا دوباره پر از پوست تخمه و هسته هندونه و پوست خربزه است! من حتی ديدم بعضيهاشون کاسبی هم ميکنن و حلقه های بالای سرشون رو به بقيه ميفروشن .

خدا ميگه: ای جبرئيل! ايرانيان هم مثل بقيه، فرزندان من هستند و بهشت به همه فرزندان من تعلق داره. اينها هم که گفتی، خيلی بد نسيت! برو يک زنگی به شيطان بزن تا بفهمی درد سر واقعی يعنی چی!!!

جبرئيل ميره زنگ ميزنه به جناب شيطان... دو سه بار ميره روی پيغامگير تا بالاخره شيطان نفس نفس زنان جواب ميده: جهنم، بفرماييد؟
جبرئيل ميگه: آقا سرت خيلی شلوغه انگار؟

شيطان آهی ميکشه و ميگه: نگو که دلم خونه... اين ايرونيها اشک منو در آوردن به خدا! شب و روز برام نگذاشتن! تا روم رو ميکنم اين طرف، اون طرف يه آتيشی به پا ميکنن! تا دو ماه پيش که اينجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتيش بازی!... حالا هم که... ای داد!!! آقا نکن! بهت ميگم نکن!!! جبرئيل جان، من برم .... اينها دارن آتيش جهنم رو خاموش ميکنن که جاش کولر گازی نصب کنن...


_________________
ميترسي_ به تو بگويم_تو از زندگي ميترسي،از مرگ بيش از زندگي،از عشق بيش از هر دو ميترسي!!!

پاسخ بصورت نقل قول
ارسال « بی تو مهتاب شبی....» 


بی تو On line شبی باز از آن Room گذشتم
همه تن چشم شدم . دنبال ID ی تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از Case وجودم
شدم آن User ديوانه که بودم
وسط صفحه Room , Desktop ياد تو درخشيد
Ding صد پنجره پيچيد
شکلکی زرد بخنديد
يادم آمد که شبی با هم از آن Chat بگذشتيم
Room گشوديم و در آن PM دلخواسته گشتيم
لحظه ای بی خط و پيغام نشستيم
تو و Yahoo و Ding و دنگ
همه دلداده به يک Talk بد آهنگ
Windows و Hard و Mother Board
آريا دست برآورده به Keyboard
تو همه راز جهان ريخته در طرز سلامت
من بدنبال معنای کلامت
يادم آمد که به من گفتی از اين عشق حذر کن
لحظه ای چند بر اين Room نظر کن
Chat آئينه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به Email ی نگران است
باش فردا که PM ات با دگران است
تا فراموش کنی چندی از اين Log Out , Room کن
باز گفتم حذر از Chat ندانم
ترک Chat کردن هرگز نتوانم نتوانم
روز اول که Email ام به تمنای تو پر زد
مثل Spam تو Inbox تو نشستم
تو Delet کردی ولی من نرميدم نه گسستم
باز گفتم که تو يک Hacker و من User مستم
تا به دام تو درافتم Room ها رو گشتم و گشتم
تو مرا Hack بنمودی . نرميدم . نگسستم
..........
Room ی از پايه فرو ريخت
Hacker ی Ignor تلخی زد و بگريخت
Hard بر مهر تو خنديد
PC از عشق تو هنگيد
..........
رفت در ظلمت شب آن شب و شبهای دگرهم
نگرفتی دگر از User آزرده خبر هم
نکنی دگر از آن Room گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن Room گذشتم



_________________

الهی در جلال رحمانی، در کمال سبحانی، نه محتاج زمانی و نه آرزومند مکانی، نه کس به تو ماند و نه به کسی مانی.
پیداست که در میان جانی، بلکه جان زنده به چیزی است که تو آنی.
************
ای آیه ی مکرر آرامش ،میخواهمت هنوز ،آری هنوز هم دریای آرزو در این دل شکسته ی من موج میزند... راهی به دل بجو..





یاحق
شاید این بار آخرست پس ، برای آخرین بار خداحافظ
ای تویی که نمی بینمت هر روز تولدی دوباره است پس؛
تولدت مبارک

پاسخ بصورت نقل قول
ارسال زن زندگی شما کدومه ؟! 


زن مدل هارد ديسک: همه چي يادش مي‌مونه، تا ابد!

زن مدل رم (RAM): از دل برود هر آن که از ديده برفت!

زن مدل ويندوز: همه مي‌دونن که هيچ کاري رو درست انجام نمي‌ده، ولي کسي نمي‌تونه بدون اون سر کنه!

زن مدل اکسل: مي‌گن خيلي هنرها داره ولي شما فقط براي نیازهاتون ازش استفاده مي‌کنين!

زن مدل اسکرين سيور: به هيچ دردي نمي‌خوره ولي حداقل حوصله آدم باهاش سر نمي‌ره!

زن مدل سروِر (Server): هر وقت لازمش دارين مشغوله!

زن مدل مولتي‌مديا: کاريه!



_________________

الهی در جلال رحمانی، در کمال سبحانی، نه محتاج زمانی و نه آرزومند مکانی، نه کس به تو ماند و نه به کسی مانی.
پیداست که در میان جانی، بلکه جان زنده به چیزی است که تو آنی.
************
ای آیه ی مکرر آرامش ،میخواهمت هنوز ،آری هنوز هم دریای آرزو در این دل شکسته ی من موج میزند... راهی به دل بجو..





یاحق
شاید این بار آخرست پس ، برای آخرین بار خداحافظ
ای تویی که نمی بینمت هر روز تولدی دوباره است پس؛
تولدت مبارک
نمايش نامه هاي ارسال شده قبلي:
پاسخ به يك موضوع صفحه 2 از 2
برو به صفحه قبلي  1, 2