برای استفاده از تمام امکانات سایت از جمله مرکز دانلود باید در سایت عضو شوید. برای ثبت نام تنها 1 دقیقه زمان نیاز دارید ، برای ثبت نام اینجا کلیک کنید

صفحه اول انجمنها
ثبت نامجستجوراهنماي انجمنليست اعضااتاق چت (0)گروه هاي كاربرانمرکز دانلودورود

پاسخ به يك موضوع صفحه 1 از 1
روابط دختر و پسر در قرآن
دیدگاه ؟

با دیدگاه کلی متن مخالفم. 16% 16% ( 1 )
با دیدگاه کلی متن موافقم. 83% 83% ( 5 )

مجموع آراء : 6
نويسنده پيغام

پاسخ بصورت نقل قول
ارسال روابط دختر و پسر در قرآن 
روابط دختر و پسر در قرآن

مرتضی دانشمند


یكی از مسائِل فرهنگی ـ اجتماعی جامعهٔ ما ، مسألهٔ ارتباط دختر و پسر است. این مسأله در جامعهٔ ما به طور كامل حل نشده و جایگاه درخورِ خود را نیافته است.

این مشكل، در بعضی اماكن و شرایط، مثل دانشگاهها، پاركها، كوچه‌ها، خیابانها، مجالس و محافل و شب نشینی‌های متقابل فامیلی، نمود بیشتری پیدا می‌كند.

دانشگاهها گاه با تفكیك دانشجویان دخترو پسر، گاه با احضارِ متخلفان به كمیته‌های انضباطی و تعلیق ترم و محرومیّت از تحصیل، بامسأله برخورد می‌كنند.

علی‌رغم همهٔ تلاشهایی كه در جهتِ حلّ این مشكل صورت گرفته و می‌گیرد، این مسأله هنوز چارچوب معین و وضعیت مطلوب خود را به دست نیاورده و همواره هاله‌ای از ابهام و زوایای مجهول، گرداگرد موضوع را فراگرفته است. نگاهی هرچند گذرا به قرآن، چشم‌اندازی روشن را پیش روی ما می‌نهد. البته بررسی ابعاد مختلف موضوع با روش خاص اجتهادی، فراتر از بحث حاضر است و در واقع گفته‌های این مقاله بعد از آراء فقهی فقها و صرفاً ذكر موارد قرآنی، عنوان مورد نظر است.

ما هنوز نتوانسته‌ایم«الگوی كاملی» از روابط مطلوب دختر و پسر ارائه دهیم.

با توجّه به این ضرورتها، قرآن را می‌گشاییم و دلهای خویش را در آبشخور كوثر آن شست‌و‌شو می‌دهیم، باشد كه از نورش بهره‌مند گردیم و در این مسیر به پاسخ مطلوب برسیم.

در قرآن كریم، در سوره‌های قصص، احزاب، یوسف، مریم و… از روابط دو جنس سخن به میان آمده است.

پیش از بررسی قرآنی مسأله، بهتر است بدانیم كه در باب روابط دو جنس مخالف، سه فرض متصوّر است:

1 ـ ارتباط افسار گسیخته

2 ـ منع شدید

3 ـ راهِ حلّ وسط

فرض اوّل: این فرض، هرگونه محدودیتی را مردود شمرده، آزادی در روابط را به طور افراطی(اعم از رفاقت، مسافرت، كنار دریا رفتن و…) مجاز می‌شمارد. ارتباط افسار گیسخته، به اعتقاد نگارنده، محصولِ فرهنگ غرب و ناشی از عصیانِ رنسانس در برابر كلیسا و برخاسته از دهن كجی علوم تجربی به مذهب اختناق آفرین قرون وسطایی و دادگاههای تفتیش عقاید است. مهمترین نظریه‌پرداز و مروّج ایدهٔ این نوع ارتباط، «فروید» است. در این نگرش، دو جنس می‌توانند با ارادهٔ آزاد خود هرگونه رابطه‌ای با یكدیگر داشته باشند.

فرض دوم: در این ایده، دو جنس مخالف حقّ ندارند هیچ‌گونه ارتباط كلامی، نگاهی، مكاتبه‌ای و تلفنی و… با یكدیگر داشته باشند. در این دیدگاه، برای اینكه مبادا دختران و زنان در دامِ ارتباط قرار گیرند و وسوسهٔ رابطه با رفیق آنها را نفریبد، باید آنان از بسیاری از فعّالیّت‌های اجتماعی و سیاسی و احراز مشاغل محروم كرد.

فرض سوم: بین دو راه افراط و تفریط، راه سوّمی نیز وجود دارد. به قرآن باز گردیم. در قرآن، مسألهٔ ارتباطِ دو جنس در ابعاد گوناگون و درگسترهٔ بسیار وسیعی مطرح شده است و شامل گفت‌و‌گوی دو جنس، نظر و نگاه، دست دادن و مصافحه كردن، مساعدت و كمك كردن و تنهایی و خلوت گزینی و دیگر انواع ارتباط می‌شود.

ما در آیات 22 به بعد سورهٔ قصص، با جوانی پُرشور رو‌به‌رو هستیم، جوانی كه به خاطرمبارزه با نظام فاسد، از دیار خویش می‌گریزد و به شهر مدین پناه می‌برد. در مدین كنار چاه آب، نگاهش در میان چوپانان ـ كه برای آب دادن به گوسفندانشان آمده‌اند ـ به دو دختر جوان می‌افتد. در كارشان باریك می‌شود: چرا معطّل ایستاده‌اند؟ چرا به گوسفندانشان آب نمی‌دهند؟ كنجكاوی‌اش او را به سوی آنها می‌كشد. با طرح یك سؤال سر از كارشان درمی‌آورد: «ما خَطْبُكُما؟؛ چه می‌كنید؟ كارتان چیست؟»

آنان در پاسخ می‌گویند: «لانُسقي حتّی یُصْدِرَ الرِّعاءُ؛ مابه گوسفندان آب نمی‌دهیم تا آنكه چوپانان آب بردارند و سرچاه را خلوت كنند». در ذهن جوان، سؤالِ دیگری جوانه می‌زند و می‌پرسد: مگر شما كسی را ندارید كه در كارها كمكتان كند؟ و ذهن زیرك دختران جوان، منظورِ جوان را به خوبی درمی‌یابد و در ادامه می‌گویند: «وابونا شیخ كبیر؛ پدر ما پیری سالخورده است».

نكته: تا اینجا از آیه استفاده می‌كنیم كه ارتباط دو جنس مخالف، در حدّ مكالمه و گفت‌و‌گو، نهی نشده است.

نتیجه: ارتباط كلامی بین دختر و پسر اشكالی ندارد. (نفیِ دیدگاهِ منعِ شدید).

سؤال: آیا قرآن برای گفت‌و‌گوی دو جنس با یكدیگر قید و شرط و حدّ و مرزی از نظر كمیّت و كیفیّت قائل شده است؟ یا اینكه دختر و پسر بی‌هیچ قید و شرط و با هرشكل و شیوه‌ای می‌توانند با هم ارتباط گفتاری داشته باشند؟ در این زمینه، نیكوست با یكدیگر نگاهی به سورهٔ احزاب بیفكنیم. در این سوره (آیهٔ 32) خطاب به زنان پیامبر(ص) می‌فرماید: «یا نساءَ النّبی لَسْتُنَّ كأحدٍ منَ النِّساءِ إن اتَّقَیْتُنَّ فلا تَخضعن بالقولِ فیطمع الذي في قلبه مرض وقلن قولاً معروفاً؛ ای زنانِ پیامبر! شما همچون زنان دیگر نیستید، اگر پارسایی بورزید، به گفتار نرمی نكنید تا كسی كه مرضی به دل دارد، طمع نیارد و سخنی پسندیده گویید».




گرچه خطابِ آیه به زنان پیامبر(ص) است، امّا تعلیلی كه در آخر آیه آمده، همهٔ زنان و مردان را در برمی‌گیرد. جان كلام آنكه، آیهٔ سوره احزاب، ارتباط كلامی بین دو جنس را از دو طرف كنترل می‌كند. از طرفی، دختران هنگام سخن گفتن باید عفت در كلام را رعایت كنند و به گونه‌ای سخن نگویند كه همراه عشوه و ناز باشد و دلها را مجذوب خود سازد و از سوی دیگر، به پسران نیز سفارش می‌كند كه در مواجهه با جنس مخالف، با دلی پاك (و نه آكنده از تمایلات جنسی) رو‌به‌رو شوند.

پس، آیه از یك سو به دختران می‌گوید: در حین گفت‌و‌گو، بر لحن و صدای خویش كنترل داشته باشند و از سوی دیگر، به پسران سفارش می‌كند كه بردلهای خویش نظارت داشته باشند تا با دلی مرض آلود با دختران رو‌به‌رو نگردند.

مثال: درِ خانه را می‌زنند. دختری جوان پشت ‌در می‌رود. حس می‌كند جوانی پشت‌در است. اولین رابطهٔ گفتاری دختر، با گفتن كلمهٔ «كیه» آغاز می‌گردد. حال، وی می‌تواند این كلمه را به گونه و كیفیتی پسندیده و توأم با متانت ادا كند، به طوری كه از هرگونه شائبه‌ای به دور باشد (چنان‌كه با مادر یا پدر وبرادر خود سخن می‌گوید) و یا با عشوه و ناز و با صدایی كشیده سخنان خویش را ادا كند و دل جوان را به خود مجذوب سازد و بلرزاند.

خلاصهٔ سخن آنكه: ارتباط كلامی بین دو جنس، با دو شرط (كنترل صدا و حالت سخن گفتن از سوی دختران و كنترل دل از سوی پسران) مجاز شمرده شده است. در این باب نكته‌های جالب توجه بسیار است كه در گفتارهایی دیگر بدان خواهیم پرداخت. ان شاء اللّه.


_________________
و نا اميد نشوند از رحمت خدا مگر كافران -به نام خالق بی کران ها
مهربانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید را در دفتر نقاشی هایش سیاه کشید تا پدر کارگرش زیر نور آفتاب نسوزد.

ما زنده به آنيــــــــــــم كه آرام نگيريـــم ------------------------موجيم كه آسودگــي ما عدم ماســــت

وَ اِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلون قالُوا سَلاما

چند جمله كه من سعي ميكنم در زندگيم ، با آنها زندگي كنم:

1- یگانه عملی که در زندگی انسان را به هدفش میرساند، انجام وظیفه است.
2- وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها میکند پرهایش سفید میماند، ولی قلبش سیاه میشود.
3- میخواهی به شخصیت واقعی یک انسان پی ببری ؟ پس به او قدرت بده !
4- منطقی و صادقانه برخورد کردن در همه مراحل شرط اصلی موفقیت است.
5- اگر هفتاد میلیون نفر به یک چیز احمقانه اعتقاد داشته باشند آن چیز همچنان احمقانه است !
6- آدمها باتجربه هیچوقت برگ برنده هاشون رو چند بار رو نمیکن .
7- رحم کنید تا به شما رحم شود.
8- یک ذرّه، به کوچکی و سبکی یک الکترون، می‌تواند مسیری ایجاد کند که با چشم دیده می‌شود؛ فقط لازم است که بار داشته‌باشد.
9- بیشعورها را خدا هم نمی تواند ادب کند! (با صنايع ادبي)
10- دیگران رو ببخش نه به خاطر اینکه آنها سزاور بخشش تو هستند بلکه به خاطر اینکه تو سزاوار آرامشی.
11- تلاش دلیل وجود است ، تلاش کن چراکه وجود داری.
12- افکار عمومی به طرز شگفت انگیزی اهل مدارا است، همه چیز را تحمل می کند به غیر از نبوغ.
13- اگر با دشمني زياد بجنگي ،‌ بعد از مدتي تمام استراتژي هاي تو را فرا ميگيرد .
14- پيروزي يعني توانايي رفتن از يك شكست به شكست ديگر بدون از دست دادن اشتياق .
و...

پاسخ بصورت نقل قول
ارسال  
.

.



_________________
و نا اميد نشوند از رحمت خدا مگر كافران -به نام خالق بی کران ها
مهربانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید را در دفتر نقاشی هایش سیاه کشید تا پدر کارگرش زیر نور آفتاب نسوزد.

ما زنده به آنيــــــــــــم كه آرام نگيريـــم ------------------------موجيم كه آسودگــي ما عدم ماســــت

وَ اِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلون قالُوا سَلاما

چند جمله كه من سعي ميكنم در زندگيم ، با آنها زندگي كنم:

1- یگانه عملی که در زندگی انسان را به هدفش میرساند، انجام وظیفه است.
2- وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها میکند پرهایش سفید میماند، ولی قلبش سیاه میشود.
3- میخواهی به شخصیت واقعی یک انسان پی ببری ؟ پس به او قدرت بده !
4- منطقی و صادقانه برخورد کردن در همه مراحل شرط اصلی موفقیت است.
5- اگر هفتاد میلیون نفر به یک چیز احمقانه اعتقاد داشته باشند آن چیز همچنان احمقانه است !
6- آدمها باتجربه هیچوقت برگ برنده هاشون رو چند بار رو نمیکن .
7- رحم کنید تا به شما رحم شود.
8- یک ذرّه، به کوچکی و سبکی یک الکترون، می‌تواند مسیری ایجاد کند که با چشم دیده می‌شود؛ فقط لازم است که بار داشته‌باشد.
9- بیشعورها را خدا هم نمی تواند ادب کند! (با صنايع ادبي)
10- دیگران رو ببخش نه به خاطر اینکه آنها سزاور بخشش تو هستند بلکه به خاطر اینکه تو سزاوار آرامشی.
11- تلاش دلیل وجود است ، تلاش کن چراکه وجود داری.
12- افکار عمومی به طرز شگفت انگیزی اهل مدارا است، همه چیز را تحمل می کند به غیر از نبوغ.
13- اگر با دشمني زياد بجنگي ،‌ بعد از مدتي تمام استراتژي هاي تو را فرا ميگيرد .
14- پيروزي يعني توانايي رفتن از يك شكست به شكست ديگر بدون از دست دادن اشتياق .
و...

پاسخ بصورت نقل قول
ارسال ( خلوت گزینی ) 
  روابط دختر و پسر در قرآن

( خلوت گزینی )

مرتضی دانشمند


منظور از «خلوت گزینی» آن است كه زن و مرد نامحرم در جایی باشند كه كس دیگری جز آن دو آنجا نباشد و كس دیگری هم نتواند در آن مكان وارد شود.(1)

آیا این نوع ارتباط (خلوت كردن) در جایی از قرآن مورد بحث قرار گرفته است؟ در كدام سوره، كدام آیه و آیا حد و مرز آن و جزئیات آن نیز آمده است؟

باز به قرآن باز گردیم: این بار(و در این دیدار قرآنی) با دختر پاكدامنی روبرو هستیم كه در اولین بهارهای نوجوانی گام گذاشته است و در جامعه‌ای كه غالب دختران و پسرانش رویكردی به زمزمه‌های عاشقانه و عارفانه ندارند، او خود را تشنهٔ سوز و گداز و راز ونیاز می‌بیند. به دنبال راهی می‌گردد تا با محبوب خویش نجوا كند. احساس می‌كند باید تنها باشد. جایی برود كه هیچكس او را نبیند؛ حتی نزدیكانش. از زبان قرآن بشنویم: «واذكُر فِی الكِتابِ مریمَ إذ انتبذت مِن أَهلها مكاناً شرقیاً. فاتخذت مِن دونِهِم حجاباً؛ در این كتاب(قرآن) از مریم یاد كن، آن دم كه از خاندان خود كناره گرفت و در ناحیهٔ شرقی(تابشگاه خورشید) استقرار یافت و در مقابل(خود) و آنان پرده‌ای آویخت».

مریم سیزده ساله به راز و نیاز نشست مدتی به ابدیت چشم دوخت و با محبوب خویش نجوا كرد، امّا ناگهان حضور كسی ترنم خوش او را بر هم زد. صدای پایی شنید؛ نرم و سبكبال. به روبرو نگاه كرد. نگاهش به جوانی افتاد، جوانی زیبا. «…فَأَرسَلنا إلیها روحَنا فتمثّل لها بشراً سویاً؛ ما جبرییل را نزد او فرستادیم، (جبرییل) چون آدمی معتدل(راست قامت) بر او ظاهر شد». مریم، دچار دهشت شد. جوان كه بود؟ از كجا آمده و چرا به سراپردهٔ او پا گذاشته بود؟ او كه همهٔ درها را بسته و پرده را آویخته بود؟! قالت: إنّی أعوذ بالرحمن منكَ إن كنت تقیّاً؛ (مریم) گفت: من از تو ـ‌اگر پرهیزگار باشی‌ـ به خدای رحمان پناه می‌برم(سوره مریم، آیات16 تا‌1Cool. كنایه از اینكه اگر تو مرد مؤمن و پرهیزگاری باشی نباید به خلوت‌سرای من پا بگذاری. به جملهٔ «إن كنتَ تقیاً» دقت كنیم؛ دقّت در این عبارت این نكته ظریف را می‌آموزد كه تقوا و پرهیزكاری، بستر و زمینه‌ای است كه در آن، هیچگاه میوهٔ خلوت‌گزینی نمی‌روید و اگر رویید از چنین میوه و ثمره‌ای باید به خدای رحمان پناه برد. «قالت إنّی اعوذ بالرحمن؛ گفت: پناه می‌برم به خدای رحمان». شاید رمز تعبیر به «رحمان» (از میان هزاران صفتی كه خدا دارد) آن باشد كه خلوت‌گزینی زن و مرد نامحرم در یك مكان ـ‌كه كس دیگری نتواند در آن مكان راه یابد‌ـ دارای آفات و شروری است كه در صورت ابتلا شدن، باید تنها با توسل به رحمانیت خدا آنها را جبران كرد.

همین نكته در سورهٔ یوسف با زبانی دیگر و از زبان یوسف بازگو شده است. هنگامی كه یوسف از دام‌های متعددی كه زلیخا بر سر راه عفاف و تقوای او گسترده بود، رهایی یافت باز هم خود را تبرئه شده نمی‌دانست و شیطان نفس را همواره در كمین می‌دید. مگر آنكه خدایش به او رحم كند. «وَ ما أُبرّئ نَفسی إنَّ النّفس لَأَمّارة بالسّوء إلّا ما رَحِمَ رَبّی؛ (یوسف گفتSmile من خود را تبرئه نمی‌كنم كه نفس انسانی پیوسته به بدیها فرمان می‌دهد، مگر آن كه پروردگارم رحم كند».(سوره یوسف، آیه52) در اینجا نیز یوسف برای رها شدن از دام خلوتی كه زلیخا برایش گسترده است از رحمانیت خدا مدد می‌گیرد.

یكی از مفسران در توضیح آیات سوره مریم می‌گوید: این(دختر) همان بانوی پاكی است كه وقتی مردی ناگهان پا در خلوت‌سرای او می‌گذارد، بر خود می‌لرزد و به وحشت می‌افتد و به خدا پناه می‌برد.(2) در سایهٔ این آموزش‌های آسمانی، تكلیف بسیاری از انواع ارتباطات در زندگی روزمره دختران و پسران و زنان و مردان روشن می‌گردد. مثلاً آیا یك پزشك می‌تواند با بیمار خود از جنس مخالف خلوت كند؟ آیا مدیر یك شركت می‌تواند با منشی خود ساعت‌های طولانی پشت درهای بسته به تنهایی به تبادل و مشاوره بپردازد؟ آیا ریاست دانشكده و یا استاد دانشگاه حق دارد با دانشجوی خود از جنس مخالف خلوت كند؟ البته صورت مسأله در همهٔ این موارد آنجایی است كه این خلوت كردن و سخن گفتن؛ پیرامون مسایل علمی، تخصصی و كاری باشد وگرنه علاوه بر حرمت خلوت گزینی، قلمروهای دیگر حرام را نیز در بر می‌گیرد. آیا دختر و پسر نامحرم می‌توانند بطور هم‌زمان در یك آسانسور سوار شده از طبقه‌ای به طبقهٔ دیگر همراه و هم‌نفس باشند؟!

پاسخ همهٔ این پرسش‌ها را از همان دو شرطی كه در تعریف خلوت‌گزینی آمد می‌توان دریافت كرد. توضیح آنكه در همهٔ این موارد اگر شرایط به گونه‌ای باشد كه كسی جز آن دو در آن مكان نباشد و امكان ورود شخص دیگری عملاً ممكن نباشد، ماندن آنها در آن مكان، مقبول و مرضیّ نظر شارع نخواهد بود.

اینها درس‌هایی است كه در این دیدار، از بارش آیات الهی در سورهٔ مریم فرا‌می‌گیریم.

دوست دارم در اینجا سؤالی را مطرح كنم و به همهٔ جوانانی كه با ذهنی باز و فكری ژرف به قرآن روی می‌آورند ـ‌و داروهای دردهای فردی و اجتماعی خویش را از كوثر قرآن می‌جویند(3)‌ـ تقدیم كنم: آیا دختران و پسران معاصر حضرت مریم(س) ماهیتی غیر از جوانان معاصر ما داشته‌اند؟ آیا الگویی كه قرآن از این بانوی پاك ـ‌در سورهٔ‌مریم‌ـ فراروی ما می‌گذارد، با پیشرفت زمان و تحول تاریخ كهنه می‌شود؟ آیا پیشرفت‌های شگفت‌انگیز دوران صنعتی و فراصنعتی و عصر ارتباطات و دهكدهٔ جهانی توانسته است ماهیت دختران و پسران و نهاد و فطرت و غریزهٔ زنان و مردان را بگونه‌ای متحول كند كه دیگر تحت جاذبهٔ هیچ غریزه‌ای قرار نگیرند و مسألهٔ ارتباط دختر و پسر خود به خود حل شده باشد؟

این گفتار را با پندی از شیطان به پایان می‌بریم كه هیچگاه دست از اغواگری و فریبكاری مردان راه برنمی‌دارد، چه رسد به ما كه هنوز در آغاز راهیم. قال ابلیس لموسی(ع): لاتخل بامرأة لاتحلّ لك فانّه لایخلو رَجُل بامرأةٍ لاتحلّ له الّا كنتُ صاحبه دون اصحابی؛ ابلیس به موسی(ع) گفت: هیچگاه با زنی كه محرم تو نیست خلوت مكن، زیرا هیچ مردی با زن نامحرم خلوت نمی‌كند مگر آن كه من (خودم كه ابلیس هستم و نه دوستان دیگرم) دوست و مصاحب آن دو خواهم بود.(4)

ـــــــــ

1. احكام روابط زن و مرد، سیدمسعود معصومی، ص117.

2. في ظلال القرآن، ج 5، ص 430.

3. قال علی(ع): یستثیرون به دواءَ دائهم. داروی دردهایشان را از قرآن می‌خواهند. نهج‌البلاغه، خطبهٔ متقین.

4. سفینة‌البحار، مادهٔ «خلو».


_________________
و نا اميد نشوند از رحمت خدا مگر كافران -به نام خالق بی کران ها
مهربانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید را در دفتر نقاشی هایش سیاه کشید تا پدر کارگرش زیر نور آفتاب نسوزد.

ما زنده به آنيــــــــــــم كه آرام نگيريـــم ------------------------موجيم كه آسودگــي ما عدم ماســــت

وَ اِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلون قالُوا سَلاما

چند جمله كه من سعي ميكنم در زندگيم ، با آنها زندگي كنم:

1- یگانه عملی که در زندگی انسان را به هدفش میرساند، انجام وظیفه است.
2- وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها میکند پرهایش سفید میماند، ولی قلبش سیاه میشود.
3- میخواهی به شخصیت واقعی یک انسان پی ببری ؟ پس به او قدرت بده !
4- منطقی و صادقانه برخورد کردن در همه مراحل شرط اصلی موفقیت است.
5- اگر هفتاد میلیون نفر به یک چیز احمقانه اعتقاد داشته باشند آن چیز همچنان احمقانه است !
6- آدمها باتجربه هیچوقت برگ برنده هاشون رو چند بار رو نمیکن .
7- رحم کنید تا به شما رحم شود.
8- یک ذرّه، به کوچکی و سبکی یک الکترون، می‌تواند مسیری ایجاد کند که با چشم دیده می‌شود؛ فقط لازم است که بار داشته‌باشد.
9- بیشعورها را خدا هم نمی تواند ادب کند! (با صنايع ادبي)
10- دیگران رو ببخش نه به خاطر اینکه آنها سزاور بخشش تو هستند بلکه به خاطر اینکه تو سزاوار آرامشی.
11- تلاش دلیل وجود است ، تلاش کن چراکه وجود داری.
12- افکار عمومی به طرز شگفت انگیزی اهل مدارا است، همه چیز را تحمل می کند به غیر از نبوغ.
13- اگر با دشمني زياد بجنگي ،‌ بعد از مدتي تمام استراتژي هاي تو را فرا ميگيرد .
14- پيروزي يعني توانايي رفتن از يك شكست به شكست ديگر بدون از دست دادن اشتياق .
و...

پاسخ بصورت نقل قول
ارسال  
.
  روابط دختر و پسر در قرآن

( فضاهای پاك و ناپاك )

مرتضی دانشمند
.

‌این موضوع، از دو منظرِ‌علمی و دینی قابل بحث و بررسی است. پیش از ورود در اصل سخن،یا‌دآوری‌این نكته ضروری است كه از منظر قرآنی، فضاها به دو نوع قابل تقسیم  است:‌فضاهای پاك و فضاهای ناپاك ـ البته تقسیمِ‌فضا و مكان به پاك و ناپاك به اعتبار افراد،    اشخا ص، اغراض، نیت‌ها و مقاصدی است كه در آن فضاها جریان دارد و گرنه مكان و فضا     ازنظر پاكی و ناپاكی  خودبه خود هیچ حكمی را برنمی‌تابد. به تعبیر گذشتگان شرافت و قداست مكانها بسته به وجود‌مكین و صاحب مكان است (شرفُ‌المكان بالمكین)ـ پس منظور از  پاكی و ناپاكی فضا و مكان به اعتبار مسایلی است كه در آن رُخ می‌نماید. به این اعتبار، می‌توانیم بگوییم: فضای پاك یا فضای آلوده.

 قرآن از فضاها و مكان‌هایی یاد می‌كند كه قابل تقدیس و طهارتند:‌«فیه رِجالٔ یُحبّونَ‌ أَنْ‌یتطهروا واللّه یحبّ‌الـمطهرین؛ در آنجا (مسجدی كه از اولّ بر پایه تقوی بنا شده) مردانی هستند كه دوست دارند پاكیزه باشند و خدا پاكیزگان را دوست دارد».(سوره توبه، آیه 110). و از خانواده‌ای نام می‌برد كه از هر گونه پلیدی دورند:«‌اِنَّما یُریدُ اللّهُ‌لِیُذْهَبَ عَنْكُم الرِّجْس  اَهْل الْبیت وَیُطَهِّرَكُم تَطهیراً؛ خداوند می‌خواهد پلیدی را از شما اهل بیت دور كند و چنانكه باید و شاید شما را پاك سازد».(سوره احزاب، آیه 22)

 و از گروهی انسانهای پاك، در قلبِ‌جامعه‌ای فاسد، نام می‌برد كه تباهی و فساد اطراف خویش را بر نمی‌تابند، در نتیجه جامعه به طرد و تبعید آنان اقدام می‌كند:‌«وَما كانَ جَواب قَومه‌إلاّ‌أنْ قالُوا أخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْیَتِكُم‌اِنّهم اُناس یتطهرون؛ پاسخ قومش (قوم لوط) جز این نبود‌كه‌گفتند:‌اینان را از بلادتان برانید،اینان مردمی‌هستند كه خود را پاك می‌شمارند». (سوره‌اعراف، آیه 81)

 و در سورهٔ‌نور از كسانی یاد می‌كند كه علاقه‌مند و مایل به شیوع فحشا‌و فساد در قلبِ‌جامعهٔ‌پاكِ‌اسلامی هستند:«‌إنَّ‌الَّذینَ یُحِبُّونَ‌انْ‌تَشیعَ الفاحشَة فِی الَّذینَ آمنوا لَهم عَذابٔ الیمٔ‌فِی الدّنیا وَالآخرة وَاللّه یَعْلَمُ وانتم لاتعلَمون؛‌برای آنان كه مایلند فحشا‌در میانِ‌مؤمنان شیوع یابد در دنیا و آخرت عذابِ‌دردناكی است وخداوند می‌داند و شما نمی‌دانید ».(سوره نور، آیه 19)

مفسران در توضیحِ ـ‌أن تشیع الفاحشة‌ـ چنین آورده‌اند:‌كسانی كه دوست دارند زنا و زشتیها در میان مؤمنان شیوع یابد و آشكار شود.(1) جالب اینجاست كه در  دو آيه پس از این به تبیین برنامه‌ریزیهای شیطانی می‌پردازد كه چیزی جز فرمان دادن به فحشا، پلیدیها، پلشتیها و آلودگیها نیست و جامعهٔ‌اسلامی را از پیمودن و قدم زدن در راههایی كه به دام شیطان منتهی می‌شود هشدار می‌دهد:‌«یا اَیُّها الَّذینَ آمَنُوا لاتَتَّبعُوا خُطُواتِ الشَّیْطان وَمَنْ یتّبع خُطُواتِ الشَّیْطان فَاِنَّهُ یَأْمُرُ بِاْلفَحْشاء‌وَاْلمُنْكر؛‌ای مؤمنان از گامهای شیطان پیروی نكنید كه شیطان (پیروانش) را به كارهای زشت و ناپسند وامی‌دارد».(سوره نور، آیه 21)

 مجمع البیان در توضیح واژهٔ‌خطوات و گامهای شیطانی می‌گوید: یعنی از جای پاها (آثار) و راههایی كه به خشنودی‌های شیطان منجر می‌شود (پیروی نكنید) و به وسوسه‌های شیطانی نیز معنا شده است.(2)

با این توضیح می‌توان فضاها و مكانها را از منظر قرآن به فضاهای وسوسه انگیز شیطانی و فضاهای پاك تقسیم كرد. فضاهای وسوسه انگیز، فضاهایی هستند كه: میلها افسار گسیخته،نگاهها آلوده، قلبها بیمار و زبانها كنترل نشده هستند. فضاهایی هستند كه نمایشگاه‌اندامها و بدنها و صورتها هستند.  در این نمایشگاه چشمها حرف می‌زنند. زبانها به گناه دعوت می‌كنند و حتی در و دیوار و لباسها نیز  اغواگرند. و حتّی پاركها، بوتیكها، فروشگاه ها، ویترین مغازه‌ها، آرمها، همه و همه زبان دارند و همه، دختران و پسران را به یك چیز دعوت می‌كنند:‌دیدار، ، كلام،میعاد، ….

جا دارد در اینجا، برای تبیین محیط‌های اغواگر و وسوسه‌انگیر ـ‌به عنوان مثال‌ـ به تحقیق یكی از دانشجویان نگاهی بیاندازیم. در این تحقیق از دانشجو خواسته شده بود كه با گذر كردن از مقابل مغازه‌ها، بوتیكها و ویترین مغازه‌ها مجموعاً‌پنجاه جمله از آرمها و شعارهایی را كه بر جامه‌ها می‌بیند یادداشت كند و به عنوان تحقیق ارایه دهد. نتایج بسیار تكان دهنده بود. ما در این گفتار از میان آن جمله‌ها تنها به چند جمله از بابِ‌مشت نمونهٔ‌خروار اشاره می كنیم:

I Love you, Kiss me      

(ماه عسل) Hony moon                                         (زندگی عاشقانه)   Lovely Life

(میل، هوس)  device

(به تو فكر می‌كنم)  I'm thinking of you                  (بیا برقصیم) Let's dancing

(ما اشخاص سكس هستیم) W. A. S. P (we are secks persons)

قرآن  مؤمنان را دعوت می‌كندتا روابط اجتماعی خویش را بر اساس پارسایی استوار سازند و در سخن گفتن به صواب سخن گویند و سخن‌های آلوده نگویند:«یا اَیّها الَّذین آمَنُوا اتَّقوا اللّهَ‌وقُولُوا قولاً‌سَدیداً؛‌ای مؤمنان از خدا بترسید و به صواب سخن بگویید». مفسر بزرگ معاصر، مرحوم علامه طباطبایی در توضیح «سخن صواب»‌می‌نگارد:‌یعنی گفتاری كه بیهوده و یا دارای فایدهٔ‌غیر مشروع نباشد، مانند سخن‌چینی و جز آن نگویید. پس مؤمن نباید بیهوده‌گو باشد و با سخنش تباهی آفریند. (3)(4) جالب آنجاست كه قرآن بلافاصله در آیهٔ‌بعد تأثیر این صواب‌گویی را در اصلاح رفتاری انسان بیان می‌كند:«‌یُصْلِحْ‌لكم اعمالَكُمْ؛ تا خداوند اعمالتان را اصلاح كند».(سوره احزاب، آیه 70).مرحوم علامه ،در تبیین این ارتباط می‌نگارد:‌خداوند اصلاح اعمال و بخشش گناهان را بر ملازمتِ گفتارِ صواب مترتب فرمود و این بدان خاطر است كه وقتی نفس انسان همواره با گفتار صواب همراه بود، از دروغگویی، بیهوده‌گویی و سخنی كه در پی، تباهی آورد، بریده می‌شود و با ریشه‌دار شدنِ این صفت در نفس، از فحشا‌و منكر و كارهای بیهوده دست می‌شوید. پس ملازمت گفتارِ‌صواب، انسان را به پاكیِ‌عمل و بخشش گناهان می‌كشد.(5)

از منظر دین، فضای آلوده تنها به نمود دیدنیها و خواندنیها منحصر نمی‌شود؛ بلكه حتّی شنیدنیها (آوازهای مبتذل و اغواگر كه مناسب مجالس لهو و لعب است) و بوییدنیها (استفاده از رایحه‌های خوش برای غیر همسران) را نیز در برمی‌گیرد.

نگاهی گذرا به احكامِ‌اسلام ـ در باره‌ارتباط‌دختر و پسرـ لطافت، دقّت و ظرافتِ‌احكام مورد نظر اسلام را در این باره (ارتباط دو جنس) در بُعد فضای ارتباطی بخوبی تبیین می‌كند.

بگونه‌ای كه حتّی اگر عطر زدنِ بانوان موجب مفسده و تحریك، باشد جایز نیست. حتی اگر پوشیدن كفش‌های صدا‌دار غریزهٔ‌ خفته‌ای را بیدار كند، جایز نیست و پوشیدنِ‌هر گونه لباسی كه عرفاً‌مهّیج است و توجّه نامحرم را جلب می‌كند ـ‌چه برای زنان و مردان‌ـ جایز نیست.(6)

شاید برخی از غرب باوران و اومانیسم زدگان:‌این همه احكام ظریف و برنامه‌ریزیهای دقیق دین را كه در تنظیم تمام روابط انسان ،دخالت می‌كند، محدود كنندهٔ‌آزادی و انتخاب، به حساب آورند. البته بررسی قلمرو آزادی انسان از منظر دین، خود مجال گسترده‌ای را می‌طلبد، امّا پاسخ اجمالی آنكه شاید آنها كه از معارف ژرفِ دین بی‌خبرند عذر داشته باشند كه چنین ناروا دین را به محكمهٔ‌عقلهای محدود و اندیشه‌های هوس‌آلود دعوت كنند، امّا گروهی كه از كوثرِ‌دین و زلال قرآن، جانهای خود را سیراب كرده‌اند، آنها از منظر والایی به انسان و مسایل و آزادیهای او و به احكامِ‌تنظیم كنندهٔ‌روابط او می‌نگرند. در این منظرِ‌والا، دنیا، یك راه است و انسان یك رهرو و تمام احكامِ‌دین حكم تابلوهای راهنمایی را دارد كه بر سر پیچ و خمِ‌جاده‌های انحرافی نصب شده و انسان را از افتادن در درّه‌های مرگ آفرین می‌رهاند. در این بینش ژرف  و عمیق، دیگر شبههٔ‌كهنه و قدیمیِ تعارض بین دین و آزادی رخ نمی‌نماید، بلكه انسان ِآزاد و مختار، در كمالِ آزادی و انتخاب، چنین علایم و راهنمایی‌هایی را می‌پذیرد تا در كمال سلامت و امنیت به مقصد و موطن خویش برسد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 (1) مجمع البیان ‌طبرسی، ذیل آیهٔ19،‌سورهٔ نور.

(2) مجمع البیان ‌طبرسی، ذیل‌آیهٔ 21، سورهٔ نور

(3) المیزان ،ج16، ص347

(4) سخنِ‌تباهی آفرین مانند دعوت زلیخا از یوسف،‌قالت هیت لك؛گفت:‌در اختیارِ‌توهستم.

(5) المیزان ،ج16، ص347

(6) احكامِ‌روابط زن و مرد‌ـ سید مسعود معصومی، ص97

 
  * منبع : مجله بشارت  / نشريه قرآني ويژه جوانان
.


مسؤليت مطالب مندرجه در اين صفحه بر عهده نويسنده مقاله مي باشد.

.



_________________
و نا اميد نشوند از رحمت خدا مگر كافران -به نام خالق بی کران ها
مهربانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید را در دفتر نقاشی هایش سیاه کشید تا پدر کارگرش زیر نور آفتاب نسوزد.

ما زنده به آنيــــــــــــم كه آرام نگيريـــم ------------------------موجيم كه آسودگــي ما عدم ماســــت

وَ اِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلون قالُوا سَلاما

چند جمله كه من سعي ميكنم در زندگيم ، با آنها زندگي كنم:

1- یگانه عملی که در زندگی انسان را به هدفش میرساند، انجام وظیفه است.
2- وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها میکند پرهایش سفید میماند، ولی قلبش سیاه میشود.
3- میخواهی به شخصیت واقعی یک انسان پی ببری ؟ پس به او قدرت بده !
4- منطقی و صادقانه برخورد کردن در همه مراحل شرط اصلی موفقیت است.
5- اگر هفتاد میلیون نفر به یک چیز احمقانه اعتقاد داشته باشند آن چیز همچنان احمقانه است !
6- آدمها باتجربه هیچوقت برگ برنده هاشون رو چند بار رو نمیکن .
7- رحم کنید تا به شما رحم شود.
8- یک ذرّه، به کوچکی و سبکی یک الکترون، می‌تواند مسیری ایجاد کند که با چشم دیده می‌شود؛ فقط لازم است که بار داشته‌باشد.
9- بیشعورها را خدا هم نمی تواند ادب کند! (با صنايع ادبي)
10- دیگران رو ببخش نه به خاطر اینکه آنها سزاور بخشش تو هستند بلکه به خاطر اینکه تو سزاوار آرامشی.
11- تلاش دلیل وجود است ، تلاش کن چراکه وجود داری.
12- افکار عمومی به طرز شگفت انگیزی اهل مدارا است، همه چیز را تحمل می کند به غیر از نبوغ.
13- اگر با دشمني زياد بجنگي ،‌ بعد از مدتي تمام استراتژي هاي تو را فرا ميگيرد .
14- پيروزي يعني توانايي رفتن از يك شكست به شكست ديگر بدون از دست دادن اشتياق .
و...

پاسخ بصورت نقل قول
ارسال معيارهاى اخلاقى براى معاشرت 
الف) در نگاه
رسول اكرم (ص) به حضرت على(ع) فرمود: «اى على! نگاه اوّل، براى توست چرا كه ابزار شناخت است؛ امّا نگاه دوم به زيان توست». (2) حقيقتْ اين است كه در مناسبات و روابط اجتماعىِ دختر و پسر، پيشنهاد دين و اصل اخلاقى، ترك نگاه‏هاى شهوانى دختر و پسر به يكديگر و پرهيز از لذّتجويى‏هاى بى‏ضابطه و بازى‏كردن با عواطف يكديگر است.
جوانى كه چشمش به جنس مخالف مى‏افتد و احياناً از وى خوشش مى‏آيد، مى‏خواهد كه براى بار دوم نيز به وى نگاه كند و لذّت ببرد. نوبت اوّل، چون نگاه و تلذُّذ غير عمدى است، مانعى ندارد ؛ ولى نوبت دوم، چون به قصد لذّت بردن از ديگرى و بهره‏جويى از سرمايه ديگرى است ، جايز نيست.
امام صادق(ع) فرمود: «نگاه كردن به نامحرم، تيرى زهرآگين است كه از ناحيه شيطان پرتاب مى‏شود».(3)  و «چه بسيارند نگاه‏هاى كوتاه و لذّت‏هاى زودگذرى كه بعدها حسرت‏ها و تأسّف‏هاى طولانى درپى خواهند داشت!». (4) با همه اين مرزبندى‏ها و سفارش‏هاى خيرخواهانه، در اسلام، نگاه كردن دختر و پسر به يكديگر و گفتگوى آنها، چنانچه به قصد خواستگارى و ازدواج (يعنى رفتن به سمت تشكيل كانون خانواده و رسيدن به ثبات و آرامش) باشد، مانعى ندارد.
ب) در پوشش
پوششى كه اسلام براى دخترها مقرّر كرده است، بدين منظور نيست كه جلوى فعاليت‏هاى اجتماعى آنان را بگيرد و از خانه بيرون نروند. پوشش دخترها در اسلام، اين است كه دختر در معاشرت خود با پسران، بدن خود را (بجز صورت و دست‏ها) بپوشاند و به جلوه‏گرى و خودنمايى نپردازد.
حقيقت، اين است كه در مسئله پوشش كه در روابط دختران و پسران در جامعه به عنوان يك عامل مؤثّر مطرح است، يك پرسش جدّى پيش روى ماست: آيا براى خودِ دختر، بهتر است كه پوشيده (به معناى واقعى آن) در اجتماعْ ظاهر شود، يا نيمه عريان؟ آيا با توجه به احساسات و كششى كه دختر و پسر به يكديگر دارند و با آسيب‏پذيرى جدّى عاطفى و محدود بودن قدرت طبيعى دخترها در دفاع از خويش و حريم خويش، بايد هر پسرى حق داشته باشد كه از هر دخترى در هر محفلى حدّاكثر تمتّعات را (بجز يك مورد خاص) ببرد يا نه؟ چرا مردان بايد آزاد باشند تا همچون كالا به زن بنگرند؟ آيا همين نگرش نيست كه نظام خانواده را در غرب، متزلزل كرده است؟ راه حل چيست؟
اسلام با وضع نمودن نوعى مقرّرات براى پوشش، حفظ سلامت جسم و جان فرد و روح جامعه را تضمين كرده است. به اين ترتيب، حجاب زن، حقيقتاً مصونيت‏بخش و پاسدار حريم اوست. مگر نه اين‏كه: «هر آنچه ديده بيند، دل كند ياد»؟
در آيين اسلام، پسران فقط در موقعى كه تشكيل خانواده دادند و آگاهانه انتخاب كردند و مسئوليت پذيرفتند، در كانون گرم و صميمى خانواده است كه مى‏توانند با دختر(به عنوان همسر قانونى خود)، پيوند كاميابى برقرار كنند. قبل از آن، نبايد فكر و ذهن هيچ دختر يا پسر جوانى به اين موضوع، مشغول باشد و مانع فكر و تحصيل و كارهاى زندگى او و ديگران شود.
در جامعه اسلامى، هر نوع كامجويى بدون قبول مسئوليت يا كاميابى هيجانى و بدون تعقّل و تفكّر و انتخاب، اساساً ناپسند شمرده مى‏شود ؛ اصلى كه اتفاقاً به تازگى در روان‏شناسى جديد غرب نيز به صورت جدّى مطرح شده و مورد توجه قرار گرفته است.
پس مى‏توان گفت كه اسلام، نه‏تنها به دختران و پسران جوان به چشم موجوداتى خطرناك كه بايد محدود شوند، نمى‏نگرد، بلكه حتّى غريزه جنسى را نيز در راه تشكيل خانواده و استمرار نسل و آرامش و شادابى (يعنى بهداشت روانى فرد و جامعه) به كار مى‏گيرد.
جوان، سرشار از استعدادهاست و غرايز مختلف او (حقيقت‏جويى، علم‏خواهى، زيبايى‏طلبى، آفرينشگرى، و...) همگى نيرومندند. كدام انسان خردمندى مى‏پذيرد كه تمامى اين غرايز، در پاى غريزه جنسى قربانى شوند؟ اگر بپذيريم كه آزادى روابط دختر و پسر، بهداشت روانى آنها و كل جامعه را به خطر مى‏اندازد و انضباط اخلاقى آنها و كل جامعه را مختل مى‏سازد، ناگزير بايد به سطحى از محدودسازى روابط، تن در دهيم ؛ محدوديت‏هايى كه براى افراد سالم جامعه، يك انتخاب عاقلانه‏اند و براى بيماران هوس، يك اجبار، تا نتوانند آزادانه از ديگران بهره‏كشى كنند و روح و جسم ديگران را بيازارند.
اوّلين فايده‏هاى اين روش، امنيت فضاى خانواده و اجتماع، ارتقاى موقعيّت زنان و دختران، شكوفايى استعدادهاى مختلف جوانان، و... اند كه مهم‏ترين نشانه‏هاى «بهداشت روانى» يك جامعه محسوب مى‏شوند كه زمينه لازم براى توليدات فكرى و صنعتى و توسعه ابعاد مادّى و معنوى جامعه است.
ج) در انديشه و قلب
نبودن حريم بين دختر و پسر، و آزادى در معاشرت‏ها، هيجانات و التهاب‏هاى جنسى را افزايش مى‏دهد و با خارج كردن ميل جنسى از تعادل و مسير طبيعى‏اش، آن را به صورت يك عطش روحى و يك خواست سيرى‏ناپذير و اشباع نشدنى در شكل و تنوع فراوان درمى‏آورد.
غريزه جنسى، غريزه‏اى نيرومند، عميق و پردامنه است كه هرچه انسان به آن ميدان بيشترى بدهد، آتش آن، شعله‏ورتر مى‏گردد و نه خاموش‏تر. مثل افراد آزمندى كه هرچه پول بيشترى به دست بياورند،حريص‏تر مى‏شوند.
تاريخ از آزمندى‏هاى جنسى، بسيار ياد مى‏كند. پادشاهان، از نظر حسّ تصرّف و تملّك زيبارويان، در هيچ نقطه‏اى متوقف يا سيراب نشده‏اند. صاحبان حرمسراها، هر روز در پى شكاركردن شكار ديگرى براى خود بوده‏اند.
اسلام به قدرت شگرف اين غريزه، توجه كامل كرده و هشدارهاى زيادى درباره خطرناك بودن نگاه جنسى بى‏ضابطه و خلوت كردن پسر و دختر با هم و معاشرت‏هاى كنترل نشده آنان مى‏دهد و از طرفى تدابيرى براى تعديل و رام كردن اين غريزه انديشيده است و براى هر يك از دو جنس، تكليف‏ها و مقرراتى معين نموده است.
به عنوان نمونه، قرآن كريم مى‏فرمايد: «به مردان بگو چشم‏ها از نگاه ناروا بپوشند و اندام خود را پوشيده دارند و به زنان نيز بگو تا چشم‏ها از نگاه ناروا باز دارند و اندام خود را بپوشند».(نور، آيه 31)
آيين ما از ما مى‏خواهد كه انديشه‏مان را هوس‏آلود نكنيم، خيال گناه را در ذهن خود نپروريم، به نامحرمانْ خيره نشويم و دزدانه نگاه نكنيم، به قصد لذّت‏هاى جنسى به نامحرمى ننگريم و با چنين قصدى به معاشرت‏هاى اجتماعى قدم نگذاريم.
د) در گفتار
شنيدن صداى دختر براى پسر، در صورتى كه قصد لذّت‏بردن و خوش‏آمدن در كار نباشد، اشكالى ندارد. در عين حال، بر اساس همان اصلِ «روابط حدّاقل» كه گفتيم، مادام كه ضرورتى در كار نباشد، ترك آن، عاقلانه‏تر است.
براى دختر، شايسته نيست كه در سخن گفتن با پسرى، صداى خود را نازك كند و به نحوى با عشوه و اطوار، سخن بگويد. خداى متعال در قرآن، به زنان مى‏فرمايد: «در حرف زدن، صدا را نازك و مهيّج نكنيد كه موجب طمع بيماردلان گردد»(5) و امام على(ع) مى‏فرمود: «به دختران جوان، سلام نمى‏كنم كه مبادا پاسخ آنها دلم را به لغزش افكند». (6)
ه) در رفتار
احتياطها و توصيه‏هاى دين مبين اسلام، مبنى بر دور نگه‏داشتن و فاصله داشتن دختران و پسران نامحرم از يكديگر، صرفاً به خاطر حفظ سلامت روحى اجتماع و پاكى خانواده و عزت و شرف و تعالى آحاد شهروندان است تا حتى براى لحظه‏اى، فكر آلوده به ذهن پسر و دختر عفيف، راه نيابد و افكار آنها مشغول به مسائلى كه وقت آن نرسيده است، نشود.
روح جوان، فوق‏العاده تحريك‏پذير است. اشتباه است كه گمان كنيم تحريك‏پذيرى روح انسان، محدود به حدّ خاصى است و پس از آن، آرام مى‏گيرد. همان قدر كه انسان از رسيدن به جاه و مقام و ثروتْ سير نمى‏شود، در ميل جنسى(سِكس) نيز چنين است.
در محيطهاى آزاد و باز، هيچ پسرى از تصاحب زيبارويان و هيچ دخترى از متوجّه كردن پسران به خود و تصاحب قلب آنان سير نمى‏شود. از طرفى، هوس، در هيچ نقطه‏اى توقف نمى‏كند و تقاضاى نامحدود انسان، خواه ناخواه، انجام ناشدنى است و امكان برآوردن همه خواسته‏ها هيچ‏گاه براى بشر، ميسّر نيست.
دست نيافتن به آرزوها و هوس‏ها، در جاى خود، منجر به اختلالات روحى و بيمارى‏هاى روانى مى‏گردد. به محيطهايى كه بى‏بند و بارى در آنها زياد است، بنگريد. خواهيد ديد كه در آن محيطها، آمار بيمارى‏هاى روانى و مشكلات روحى، بالاست. شايد مهم‏ترين علت، همين آزادى جنسى و تحريكات فراوان روانى است كه به وسيله عكس‏ها، مجلّات، فيلم‏ها و سى‏دى‏ها و محافل مختلِط تفريحى و حتّى در كوچه و خيابان و تبليغات كالاها و مُدها و... دامن زده مى‏شود و غالباً بى‏پاسخ مى‏مانَد ؛ چرا كه تخليه جسم و روان از اين هيجانات فزاينده، عملاً ممكن نيست و بدين ترتيب، پيرى زودرس و روان‏پريشى و اختلالات روحى ديگر، پيامدهاى طبيعى آن فضا هستند.


_________________
و نا اميد نشوند از رحمت خدا مگر كافران -به نام خالق بی کران ها
مهربانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید را در دفتر نقاشی هایش سیاه کشید تا پدر کارگرش زیر نور آفتاب نسوزد.

ما زنده به آنيــــــــــــم كه آرام نگيريـــم ------------------------موجيم كه آسودگــي ما عدم ماســــت

وَ اِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلون قالُوا سَلاما

چند جمله كه من سعي ميكنم در زندگيم ، با آنها زندگي كنم:

1- یگانه عملی که در زندگی انسان را به هدفش میرساند، انجام وظیفه است.
2- وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها میکند پرهایش سفید میماند، ولی قلبش سیاه میشود.
3- میخواهی به شخصیت واقعی یک انسان پی ببری ؟ پس به او قدرت بده !
4- منطقی و صادقانه برخورد کردن در همه مراحل شرط اصلی موفقیت است.
5- اگر هفتاد میلیون نفر به یک چیز احمقانه اعتقاد داشته باشند آن چیز همچنان احمقانه است !
6- آدمها باتجربه هیچوقت برگ برنده هاشون رو چند بار رو نمیکن .
7- رحم کنید تا به شما رحم شود.
8- یک ذرّه، به کوچکی و سبکی یک الکترون، می‌تواند مسیری ایجاد کند که با چشم دیده می‌شود؛ فقط لازم است که بار داشته‌باشد.
9- بیشعورها را خدا هم نمی تواند ادب کند! (با صنايع ادبي)
10- دیگران رو ببخش نه به خاطر اینکه آنها سزاور بخشش تو هستند بلکه به خاطر اینکه تو سزاوار آرامشی.
11- تلاش دلیل وجود است ، تلاش کن چراکه وجود داری.
12- افکار عمومی به طرز شگفت انگیزی اهل مدارا است، همه چیز را تحمل می کند به غیر از نبوغ.
13- اگر با دشمني زياد بجنگي ،‌ بعد از مدتي تمام استراتژي هاي تو را فرا ميگيرد .
14- پيروزي يعني توانايي رفتن از يك شكست به شكست ديگر بدون از دست دادن اشتياق .
و...
نمايش نامه هاي ارسال شده قبلي:
پاسخ به يك موضوع صفحه 1 از 1