وقتي من يك كاري را دير تمام ميكنم ، من كند هستم .
وقتي رئيسم كار را طول دهد ، او دقيق و كامل است .
وقتي من كاري را انجام ندهم ، من تنبل هستم .
وقتي رئيسم كاري را انجام ندهد ، او مشغول است .
وقتي كاري را بدون اينكه از من خواسته شود انجام دهم ، من قصد دارم خودم را زرنگ جلوه دهم .
وقتي رئيسم اين كار را كند ، او ابتكار عمل به خرج داده است .
وقتي من سعي در جلب رضايت رئيسم داشته باشم ، من چاپلوسم .
وقتي رئيسم ، رئيسش را راضي نگاه دارد ، او همكاري ميكند .
وقتي من اشتباهي كنم ، من نادان هستم .
وقتي رئيسم اشتباه كند ، او مانند ديگران يك انسان است .
وقتي من در محل كارم نباشم ، من در گشتزدن هستم .
وقتي رئيسم در دفترش نباشد ، او مشغول انجام امور سازمان است .
وقتي يك روز مرخصي استعلاجي داشته باشم ، من هميشه مريض هستم .
وقتي رئيسم در مرخصي استعلاجي باشد ، او حتماً خيلي بيمار است .
وقتي من مرخصي بخواهم ، بايد يك جلسه دليل و توجيه بياورم .
وقتي رئيسم به مرخصي برود ، بايد ميرفت چون خيلي كار كرده است .
وقتي من كار خوبي انجام ميدهم ، رئيسم هرگز به خاطر نميآورد .
وقتي من كار اشتباهي انجام دهم ، رئيسم هرگز فراموش نميكند .
_________________
مهم اين نيست كه در كجاي اين جهان ايستاده ايم .... مهم اين است كه در چه راستايي گام بر مي داريم





