برای استفاده از تمام امکانات سایت از جمله مرکز دانلود باید در سایت عضو شوید. برای ثبت نام تنها 1 دقیقه زمان نیاز دارید ، برای ثبت نام اینجا کلیک کنید

صفحه اول انجمنها
ثبت نامجستجوراهنماي انجمنليست اعضااتاق چت (0)گروه هاي كاربرانمرکز دانلودورود

پاسخ به يك موضوع صفحه 1 از 1
مصاحبه اي نه چندان جديد با پدرمان جاسبي
نويسنده پيغام
پاسخ بصورت نقل قول
ارسال مصاحبه اي نه چندان جديد با پدرمان جاسبي 


کمتر كسي خنده او را ديده است. در محيط كار هرگز. مگر اين كه مهمان او باشي و بداند براي انجام يك كار اداري از او وقت ملاقات نگرفته‌اي. در عين حال خيلي حال و حوصله حرف زدن ندارد. به خصوص اين روز‌ها كه به نظر مي‌رسد تحت بيشترين فشار‌ها قرار دارد.براي من و شما اگر انتخابات نهم به پايان رسيده و يادمان نيست آن روز‌ها چه گرايشي داشتيم، اما براي «چريك‌پير» هنوز اين پرونده بسته نشده است.

در انتخابات نهم، او به صراحت از «اكبر هاشمي رفسنجاني» حمايت كرد و اكنون با حمايت مستقيم او است كه همچنان رئيس بزرگترين دانشگاه غيردولتي جهان باقي‌مانده است. به نظر مي‌رسد جناح پيروز در انتخابات، اشتياق زيادي براي كنار گذاشتن او دارد اما «عبدا... جاسبي» مي‌گويد: تا زماني كه آنها (هيأت امنا) بخواهند در اين دانشگاه خدمت خواهم كرد.اكبر هاشمي رفسنجاني و موسوي اردبيلي، برجسته‌ترين اعضاي هيأت‌امناي دانشگاه آزاد هستند و به نظر نمي‌رسد آنها قصد داشته باشند تغييري در مديريت 23 ساله «عبدا... جاسبي» ايجاد كنند.مردي كه از 23 سال پيش بر مسند رياست دانشگاه آزاد اسلامي تكيه زده است، هنوز از تكاپو نيافتاده و طرح‌هاي تازه‌اي هم براي توسعه دانشگاه آزاد، تدوين كرده است.قرار گفت‌وگوي ما بعد‌ازظهر يك پنج‌شنبه، در دفتر او واقع در خيابان پاسداران هماهنگ مي‌شود. بعد از 40 دقيقه تاخير ما را به حضور مي‌پذيرد. «جاسبي» خسته است و بسيار كم‌حوصله. مجبورم براي شكستن يخ او از خطوط خشن صورتش آغاز كنم. خطوطي كه او را بسيار اخمو جلوه مي‌دهد. خودش مي‌گويد: من اخمو نيستم. بعضي‌ها مي‌گويند جاسبي بداخلاق است اما باور كنيد اين جوري به نظر مي‌رسم.به اين ترتيب يخ مصاحبه مي‌شكند و «پدرخوانده» دانشگاه آزاد اسلامي حاضر مي‌شود به 65 سؤال پاسخ دهد.

خيلي جدي و اخمو هستيد. عبدا... جاسبي دانشگاه آزاد اين خصوصيات را دارد يا كلا چنين شخصيتي داريد؟
من اخمو نيستم. بعضي‌ها مي‌گويند جاسبي بداخلاق است و اخمو. اما باور كنيد اين جوري به نظر مي‌رسم.




خطوط صورتتان خيلي اين احساس را القا مي‌كند كه شما اخمو هستيد.
من در كارهايم جدي هستم. در هيچ كاري با كسي شوخي ندارم. در مورد اين كه من كي هستم، شما مي‌توانيد از نزديكانم اين را بپرسيد.

«جاسبي» به چه كتابي علاقه دارد؟
من در زندگي خودم به كتاب‌هاي رشته تخصصي خودم قطعا علاقه‌مند هستم. كتاب‌هاي سياسي هم جزو جدايي‌ناپذير مطالعات روزانه من است.اصولا به سياست علاقه زيادي دارم و كتاب‌هاي اسلا‌مي، تاريخي و ادبي را هم مي‌خوانم.

آخرين كتابي كه در حوزه سياست خوانده‌ايد؟
مرتب كتاب‌هايي هستند كه مي‌خوانمشان. اسم‌ها يادم نمي‌ماند اما با خواندن كتاب، به خواب مي‌روم. در ضمن به خواندن روزنامه و شنيدن اخبار هم علاقه زيادي دارم. آخرين كتابي كه خوانده‌ام مصائب امپراتوري نام دارد.

جاسبي بايد مذهبي و انقلابي متعصبي باشد؟
بله. قطعا. در زمينه مسايل مذهبي، دائما در حال مطالعه هستم. كتابي كه هميشه كنار دست من است، يا بايد مذهبي باشد، يا سياسي و يا مديريت.

شعر و ادبيات چي؟
بله. هميشه به ادبيات و شعر هم علاقه‌ داشته‌ام. براي اين كه فكر نكنيد، جاسبي خيلي اخمو و بداخلاق است، بايد بگويم كه گاهي اوقات شعر هم مي‌گويم.

ورزش چي؟
ورزش هم مي‌كنم. به صورت منظم نه. اما به شنا و پياده‌روي علاقه‌ زيادي دارم.

كجا به دنيا آمده‌ايد؟ كودكي‌هاي «عبدا... جاسبي» را به ياد داريد؟
نام اصلي من <عبدا... جعفر علي جاسبي> است. در چهارم آذر 1323 به دنيا آمده‌ام. بچه تهران هستم. بچگي من در حوالي امامزاده يحيي و سرچشمه و مدرسه اعتضاد سپري شد. بعدها به هنرستان تهران راه يافتم و ديپلم صنايع گرفتم.دوران دانشجويي من هم مثل همه دانشجوهاي رشته مهندسي گذشت اما من موفق شدم مدال درجه اول فرهنگ را بگيرم.

بعدها در دانشكده علم و صنعت به تدريس مشغول شدم اما مدتي بعد، دولت من را براي سربازي فراخواند. فكر مي‌كنم تابستان سال 1346 بود كه با دوستان ديگري مثل شهيد عباسپور و شهيد باكري در پادگان فرح‌آباد آشنا شدم. در سال 1351 ازدواج كردم و همان سال براي ادامه تحصيل به انگلستان رفتم. مدرك ليسانس من مديريت صنعتي است و مدرك دكتراي من مديريت توليد و تكنولوژي هر دو را از "آستون" گرفته‌ام.

شما سياسي هم بوده‌ايد؟
از جواني وارد مسائل سياسي شدم و از سال 45 به بعد به صورت حرفه‌اي وارد كارهاي تشكيلاتي شدم.ا‌زهمان دوره‌اي كه گفتم در پادگان فرح‌آباد با شهيد عباسپور و شهيد باكري آشنا شدم، فعاليت‌هاي سياسي ما هم اوج گرفته بود.البته در دوران دبيرستان با دوستانم گروهي تشكيل داديم كه اوج فعاليت آن ديدار با امام خميني(ره) بود.ما بعدها با شهيد قارب‌پرست، شهيد كلاهدوز و شهيد آيت، تشكيلاتي زيرزميني و مخفي راه انداختيم. اين گروه براي تامين هزينه‌هاي مبارزاتي، شركتي تاسيس كرد كه <شركت سهامي قائميان> نام داشت و همين شركت باعث شد كه من با شهيد اسلامي، شهيد بهشتي، آقاي هرندي و مرحوم شاهچراغي آشنا شوم.مي‌دانيد كه همه اين دوستان، آن زمان عضو موتلفه اسلامي بودند. فعاليت‌هاي ما ادامه داشت تا اين كه انقلاب به پيروزي رسيد.

و به همين ترتيب وارد مناسبات دولت اسلامي بعد از پيروزي انقلاب شديد؟
بله. در سال 58 به عنوان مشاور وزير كشور كارم را آغاز كردم.همان سال به سمت معاونت نخست‌وزيري در امور طرح‌ها و برنامه‌ها انتخاب شدم و يك سال بعد هم دانشگاه آزاد را پايه‌گذاري كردم.

ظاهرا رسيديم به اصل موضوع. اين دانشگاه آزاد چطوري راه افتاد؟ ايده‌اش مال كي بود؟
ايده‌اش مال خود من بود. اين ايده را اول با آقاي هاشمي (رفسنجاني) مطرح كردم. سال 1361 بود. ما احساس مي‌كرديم كه حجم داوطلبان ورود به دانشگاه در حال افزايش است. دانشگاه‌هاي دولتي هم ظرفيت لازم را ندارند. به آقاي هاشمي گفتم كه بد نيست ما دانشگاهي داشته باشيم كه زيرنظر دولت باشد اما از دولت بودجه نگيرد و كمي هم منعطف‌تر از دانشگاه‌هاي دولتي عمل كند.ايشان (هاشمي رفسنجاني) گفت: هر چه زودتر اساسنامه‌اي تهيه كنيد. ما هم يك اساسنامه موقت نوشتيم و ايشان تاييد كرد.

به جز هاشمي رفسنجاني، آيا افراد ديگري هم در جريان كار قرار داشتند؟
دوستان ما در جامعه اسلامي دانشگاهيان و افراد ديگري مثل دكتر زارع هم بودند.بعد قرار شد يك هيأت موسس هم تعيين شود كه آقاي خامنه‌اي كه آن زمان رئيس جمهوري بودند، آقاي هاشمي، مهندس ميرحسين موسوي، مرحوم حاج احمد خميني و من جزو اين هيأت بوديم.
بعدها كه خواستيم اساسنامه را در شواي عالي انقلاب تصويب كنيم، آقاي موسوي اردبيلي هم به جمع هيأت موسسين پيوست.

و شما كار را تا جايي دنبال كرديد كه دانشگاه آزاد تبديل شد به يك سازمان عريض و طويل با 300 شعبه در شهرهاي مختلف.
بله. دانشگاه آزاد، خيلي بزرگ شد و جاي خودش را باز كرد.

سياست بزرگ‌شدن دانشگاه و توسعه آن، از همان ابتدا در دستور كار بود يا بعد‌ها ضرورت و نياز، باعث به وجود آمدن آن شد؟
از همان ابتدا قرار بر اين شد كه كار را بزرگ و سطح بالا ببينيم. البته بعد از جنگ متوجه شديم كه براي استفاده از خدمات آموزشي، تقاضا به اوج رسيده است. به همين دليل، تصميم به توسعه بيشتر دانشگاه گرفتيم.

جمله‌اي را به شما نسبت مي‌دهند كه ظاهرا مبناي توسعه فيزيكي دانشگاه آزاد بوده است. شما ظاهرا سال‌ها پيش گفته‌ايد كه هر كجا ژاندارمري پاسگاه دارد بايد يك دانشگاه آزاد هم تاسيس كرد. درست مي‌گويند؟
اولين‌بار است كه اين جمله را مي‌شنوم (مي‌خندد) حتما شوخي كرده‌اند. نمي‌دانم شما چه موضعي نسبت به توسعه دانشگاه آزاد داريد اما واقعا توسعه دانشگاه در كشور، بد است؟

نه. منظور من هم اين نيست. مي‌خواهم بدانم مبنا و الگوي توسعه دانشگاه آزاد را چگونه تهيه كرديد؟
همه الگو‌ها را خودم تهيه كرده‌ام. اين روند حاصل سال‌ها تلاشي است كه ما در دانشگاه آزاد متحمل شده‌ايم.

شايد به همين دليل است كه گفته مي‌شود توسعه دانشگاه ناشي از شخصيت شما است كه دوست داريد دايره حاكميت خودتان را هر روز توسعه دهيد.
اين سؤال كمي بي‌انصافي است. يعني اين كه هدف من از توسعه دانشگاه به خاطر خودم است. نه اين‌گونه هم نيست. مگر از عبدا... جاسبي چه شخصيتي در جامعه ساخته و پرداخته شده است كه بايد در مورد او اين‌گونه قضاوت شود؟

من از شما عذر مي‌خواهم. فقط يك سؤال بود. اگر مي‌شود راجع به الگوي توسعه دانشگاه توضيح دهيد.
من درس مديريت خوانده‌ام. دانشگاه آزاد را هم مانند خانواده خودم و فرزند خودم دوست دارم. هميشه دوست داشته‌ام همه ‌چيز‌هاي خوب، در دسترس همه مردم قرار داشته باشد. خودم روي الگوي توسعه دانشگاه كار كرده‌ام. ما الان 300 واحد و مركز دانشگاهي در كل كشور داريم. البته اول كه در حال نوشتن الگوي دانشگاه بوديم، فكر نمي‌كرديم كه روزي در همه جاي كشور شعبه داشته باشيم.

در مورد منطقه‌بندي و الگوي تقسيم و توزيع دانشگاه‌ها بگوييد.
اول يك سازمان مركزي داشتيم با تعدادي واحد دانشگاهي. بعد كه توسعه پيدا كرد، بحث منطقه‌بندي مطرح شد. 11 منطقه داريم. همه واحد‌ها عضو يكي از اين مناطق هستند كه مناطق هم زيرنظر سازمان مركزي فعاليت مي‌كنند. يكي از كار‌هاي جديد ما سپردن اختيارات بيشتر به مديريت مناطق است. در الگوي جديد، سعي خواهيم كرد به سازمان مركزي اختياراتي شامل سياستگذاري و نظارت بدهيم و به واحد‌ها هم اختيار اجرا.

يك سيستم انگليسي. در حالي كه قبلا خيلي ديوان‌سالارانه اداره مي‌شد.
ربطي به انگليس و جا‌هاي ديگر ندارد. اصلا در انگلستان چنين دانشگاهي وجود ندارد كه ما الگوي مديريت‌مان را از آن برداريم.

پس نمونه دانشگاه آزاد را در كدام كشور مي‌شود پيدا كرد؟
در هيچ كجاي دنيا. دانشگاه آزاد برگرفته از تفكرات خود من است و نوعي سيستم كه با فرهنگ و آداب خود ما، طراحي شده است.

اين سيستم كه شما آن را زاييده تفكرات خود مي‌دانيد، خيلي فردمحور است.
چرا اين برداشت را مي‌كنيد؟

در اتاق انتظار دفتر شما دانشجويي از ماهشهر آمده بود كه ظاهرا يكي از پاهايش آسيب‌ديده بود. از دفتر شما وقت مي‌خواست كه درخواست انتقال كند. يعني واحد ماهشهر نمي‌تواند و يا اختيار ندارد كه به تقاضاي او پاسخ دهد؟
اين فقط مختص دانشگاه آزاد نيست. در همه ادارات و سازمان‌ها اين‌گونه مشكلات وجود دارد. ما سعي كرده‌ايم كه امورات دانشگاه خيلي متمركز نباشد. مثلا شهريه را واحد مركزي دريافت نمي‌كند، واحد‌ها خودشان دريافت مي‌كنند و هزينه مي‌كنند. ما فقط نظارت مي‌كنيم و برنامه‌ريزي. در مورد اين كه گفتيد، دانشجويي و يا دانشجوياني به دفتر من مراجعه مي‌كنند تا مشكلشان حل شود، بايد بگويم كه اين رويه فقط در دانشگاه آزاد مرسوم نيست. ما چيزي حدود 2/1ميليون دانشجو و پرسنل داريم. بالاخره اگر يك دانشجو با واحد خودش مشكل پيدا كرد و منطقه هم نتوانست كمكي به او كند، بايد كجا برود و بعضي‌ها مي‌آيند همين‌جا و مشكلشان حل مي‌شود.

آقاي دكتر ممنون. آيا اجازه مي‌دهيد وارد مباحث مالي دانشگاه شويم؟ مي‌خواستم رقم دارايي‌هاي تجديد ارزيابي شده دانشگاه را بگوييد.
نمي‌دانم. اما زياد است. بستگي به اين دارد كه بخواهيد بفروشيد و يا بخريد. اگر بخواهيم همين امكانات و املاك و تجهيزات را بخريم بايد ميليارد‌ها تومان هزينه كنيم. ارزش جايگزين املاك و تجهيزات دانشگاه خيلي زياد است. باور كنيد حسابرسي آن خيلي سخت است.

به خاطر همين سختي‌ها است كه صورت‌هاي مالي دانشگاه را منتشر نمي‌كنيد؟ شما كه چند نشريه و خبرگزاري داريد حتي براي يك‌بار هم، ترازنامه سود و زيان را منتشر نكرده‌ايد.
صورت‌هاي مالي دانشگاه - هيچ چيز غيرقابل انتشاري ندارد - هيچ چيز را نمي‌خواهيم مخفي كنيم.

پس چرا انتشار عمومي پيدا نمي‌كند؟ مثل شركت‌هاي سهامي. شما به نوعي يك‌ميليون و 200هزار سهامدار داريد.
ما سهامدار نداريم و شركت سهامي عام نيستيم.

اين نكته را به خوبي مي‌دانم. منظورم اين است كه شما از يك‌ميليون نفر، شهريه مي‌گيريد و البته خرج خود آنها مي‌كنيد، چرا نبايد آنها از صورت‌هاي مالي دانشگاه بي‌اطلاع باشند؟
اول بگذاريد اين را روشن كنم كه در دانشگاه آزاد، هيچ‌كس سهام ندارد. اين دانشگاه متعلق به كسي نيست و مال همه مردم است. دريافتي‌هاي دانشگاه هم خرج خود دانشگاه مي‌شود. ما همه حقوق‌بگير مردم هستيم.

پس چرا ترازنامه را منتشر نكرده‌ايد؟
ترازنامه و صورت‌هاي مالي دانشگاه هميشه مراحل قانوني خود را طي مي‌كند. هر كس مي‌خواهد بيايد ببينند.

حسابرس شما كيست؟ سازمان حسابرسي؟
نه سازمان حسابرسي نيست. حسابرس ما را هيأت امنا تعيين مي‌كند. آنها خودشان تشكيلات جداگانه‌اي دارند. همه حساب و كتاب‌هاي ما موجود است. كسي چيزي را پنهان نكرده است شما هم اگر علاقه‌ داريد، مي‌توانيد حساب و كتاب‌هاي ما را ببينيد. دانشگاه مال همه مردم است. مال من كه نيست.

آقاي دكتر، اتفاقا به نكته خوبي اشاره كرديد اين كه مي‌گوييد مال همه مردم است، يعني چه؟
يعني با پول همين مردم ساخته شده است بنابراين مال همين مردم است.

اين حرف شما يعني اينكه مردم سهامدار اين دانشگاه هستند اما هر سال نه سود مي‌گيرند و نه زيان؟
شما دنبال چه چيزي هستيد؟ منظور شما را متوجه نمي‌شوم.

چرا دانشگاه را به يك شركت سهامي تبديل نمي‌كنيد؟ با اين كار خيلي راحت‌تر مي‌توانيد از مردم بابت سرمايه‌گذاري‌هاي جديد پول بگيريد و به آنها سود هم بدهيد.
روي اين الگو فكر نكرده‌ايم ضرورتي نديده‌ايم. ما اين اموال را متعلق به مردم مي‌دانيم. دانشگاه آزاد نهاد و سازماني شده است كه دارايي زيادي دارد اما مال همه مردم است. مال عموم ملت.

شما خود را دولتي مي‌دانيد؟
نه، چون بودجه از دولت نمي‌گيريم. اما خصوصي هم نيستيم اموال دانشگاه متعلق به همه مردم است. اگر من كه الان رئيس دانشگاه آزاد هستم، بخواهم از اين دانشگاه بروم چيزي نبايد بيرون ببرم.

ببينيد آقاي دكتر، منظور بردن و نبردن اموال نيست. دارم سعي مي‌كنم نظر شما را در مورد اينكه دانشگاه آزاد را مي‌شود به يك شركت سهامي تبديل كرد و سهامش را به دانشجوياني واگذار كرد كه 4 سال مهمان شما هستند، بعد مي‌شود درصدي از سهام را هم در بورس عرضه كرد، آن وقت شما به راحتي مي‌توانيد براي توسعه دانشگاه، از مردم نقدينگي جمع كنيد و بعد به آنها سود هم بدهيد. حتي مي‌توانيد اوراق مشاركت هم بفروشيد؟
گاهي به اين روش‌هافكر مي‌كنيم. اما هنوز به نتيجه نرسيده‌ايم. ما براي طرح‌‌هاي توسعه‌اي كه داريم نياز به پول داريم اما نمي‌توانيم آن را از طريق فروش سهام به دست بياوريم. اين كار نياز به اصلاح ساختار و تغيير اساسنامه دارد.

مي‌توانيد اوراق مشاركت بفروشيد؟
زماني كه از اوراق مشاركت حرف مي‌زنيد، من باز ياد همان شركت سهامي مي‌افتم كه براي حركت به سوي آن، نياز به تغييراتي اساسي داريم. دانشگاه آزاد متعلق به هيچ فردي نيست. اوراق بهادار مي‌شود منتشر كرد كه در مورد آن فكر كرده‌ايم اما به نتيجه‌اي نرسيده‌ايم. اوراق مشاركت با اساسنامه ما تطابق ندارد.

دانشگاه آزاد را وارد بورس نخواهيد كرد؟
در مورد آن فكر نكرده‌ايم. قابل بررسي است. اما من هنوز به اين اعتقاد نرسيده‌ام كه دانشگاه را تبديل به يك شركت سهامي كنم.

گردش مالي دانشگاه چقدر است؟
امسال به 600ميليارد تومان خواهد رسيد. اين پول را مي‌گيريم و آن را خرج مي‌كنيم.

آيا ماليات پرداخت مي‌كنيد؟
ماليات تكليفي مي‌دهيم و پرسنل ما ماليات بردرآمد را پرداخت مي‌كنند. اما خود دانشگاه از ماليات معاف است.

دانشگاه،‌ كار اقتصادي هم مي‌كند؟
نه وارد كار اقتصادي نشده‌ايم. اما ممكن است كه واحد كشاورزي ما مزرعه‌اي داشته باشد كه در آن كشت و زرع صورت بگيرد اما اين فعاليت‌ها در قالب تاسيس شركت‌ و انجام كارهاي تجاري نيست.

آقاي دكتر شما زماني كه در حزب جمهوري اسلامي عضو بوديد، پيشنهاد فعاليت‌هاي اقتصادي براي تامين مالي حزب را مطرح كرديد، حالا چطور مخالف انجام فعاليت‌هاي اقتصادي در دانشگاه آزاد هستيد؟
من اصلا نمي‌خواهم كار آموزشي را با امور اقتصادي آميخته كنم. الان كه اين قدر با احتياط كار مي‌كنيم، همه چيزمان شفاف است بايد براي همه توضيح بدهيم كه چه كرده‌ايم و چه خواهيم كرد.

گردش مالي دانشگاه حدود نيم درصد GDP كشور است. رقم قابل توجهي است؟
بله. من دنبال دردسرهاي تازه نمي‌گردم. فعلا كه دخل و خرج دانشگاه يكي است و ما با زحمت اموراتمان را مي‌گذرانيم.

فكر نمي‌كنيد خسته شده‌ايد و جرات انجام كارهاي جديد را نداريد؟
هيچگاه از كار خسته نمي‌شوم و جرات خودم را از دست نداده‌ام. ما مرتب در حال بازنگري سيستم‌هاي خودمان هستيم. سيستم را اگر بازنگري مداوم نكنيم، قطعا از هم مي‌پاشد. سيستمي كه الان داريم، بارها بازنگري شده و به روز شده است. فكر نكنيد سيستم قديمي است و يا جاسبي قديمي شده است. باور كنيد، دانشگاه آزاد الان يكي از بهترين سيستم‌هاي مديريتي را دارد. الان هم داريم كاري مي‌كنيم كه ميزان دخالت مركز را به حداقل ممكن برسانيم. در حال توسعه دانشگاه هستيم و داريم سياست‌‌هاي جديدي تدوين مي‌كنيم.

نظر شما در مورد تشكيل يك دانشگاه كاملا خصوصي چيست، با اين فرض كه كسان ديگري غير از شما آن را راه‌اندازي كنند و اين دانشگاه رقيب دانشگاه آزاد باشد.
من شخصا با هر نوع توسعه دانشگاهي چه در بخش‌هاي دولتي و چه غيردولتي كاملا موافقم.

اگر تعدادي از استادان دور هم جمع شوند و يك دانشگاه غيرانتفاعي تشكيل دهند؟
من موافقم، اما بايد ديد اين دانشگاه موفق خواهد بود يا نه. در مورد آن بايد تحقيق كرد.

فكر مي‌كنيد رونق خواهد داشت؟
نمي‌شود پيش‌بيني كرد، چون متاسفانه در ايران هنوز بدنه سيستم دولتي با واگذاري كارها به مردم موافق نيست. اذيت مي‌كند و كارها قطعا پيش نخواهد رفت.

استنباط من اين است كه شما براي يك موجود متولد نشده كه ما فقط حرفش را مي‌زنيم، داريد خط و نشان مي‌كشيد.
چه ربطي به من دارد. شما پرسيديد اگر يك دانشگاه توسط بخش خصوصي راه بيافتد تا چه اندازه امكان موفقيت خواهد داشت كه من هم معتقدم چون، بدنه دستگاه‌ها و سازمان‌هاي دولتي در ايران، در مقابل خصوصي‌سازي مقاومت مي‌كنند، شايد نشود خيلي نسبت به موفقيت آن، اطمينان داشت.

اما اين كه مي‌گوييد خصوصي‌سازي نيست. خصوصي‌سازي يعني اينكه مثلا دانشگاه تهران به بخش خصوصي واگذار شود اما منظور من اين بود كه‌ اگر يك دانشگاه توسط بخش خصوصي ايجاد شود آيا موفق عمل خواهد كرد يا نه.
با اين موضوع هيچ‌كس مخالفت ندارد. بارها گفته شده. اما حرف من اين است كه نظام فعلي آموزش در كشور، در مجموع مخالف ظهور جريان‌هاي جديد است.

شايد بشود موضوع را ساده‌تر عنوان كرد. اگر به تجربه مدارس غيرانتفاعي نگاه كنيم، مي‌بينم كه موفق عمل كرده‌اند.
نه. مدارس غيرانتفاعي الان با مشكلات زيادي دست و پنجه نرم مي‌كنند. مديران اين مدارس انتظار دارند كه آموزش و پرورش به آنها كمك كند كه اگر اين كمك از آنها دريغ نشود مي‌شود روي موفقيت آنها حساب كرد. مثلا اگر دولت به آنها كمك كند، مي‌توانند همزمان با افزايش كيفيت آموزش، از شهريه‌ها هم كم كنند.

اگر دانشگاهي با مديريت بخش خصوصي راه افتاد، آيا شما آن را رقيب مي‌دانيد و يا اينكه مكمل سيستم آموزش فعلي در كشور؟
هيچ دانشگاهي در ايران، رقيب دانشگاه‌هاي ديگر نيست. الان دانشگاه‌هاي دولتي با همه ظرفيت، دانشجو مي‌پذيرند. دانشگاه آزاد هم همين طور و اگر يك دانشگاه ديگر هم اضافه شود، باز تغييري نخواهد كرد. چون ما تقاضاي زيادي براي ثبت‌نام در كل دانشگاه‌هاي كشور داريم. گذشته از آن، به ارزش جايگزيني دانشگاه آزاد اگر نگاه كنيد مي‌بيند كه سال‌ها طول مي‌كشد كه يك دانشگاه ديگر بتواند در كل كشور پايگاه ايجاد كند.

درست مي‌گوييد اما همين پراكندگي الان موجب انتقادهاي شديد از دانشگاه آزاد شده است.
چه نوع انتقادهايي.
انتقادهايي كه در جريان انتخابات نهم از سوي رئيس‌جمهور فعلي مطرح شد و مباحثي مثل بومي‌سازي را در پي داشت.
در اين مورد بايد يك نكته را يادآوري كنم. وجود دانشگاه در هر شهري و نقطه‌اي موجب رشد و پيشرفت اقتصادي و اجتماعي آن شهر خواهد شد. گذشته از آن هنوز در نظام آموزش ما، عرضه و تقاضا به تعادل نرسيده‌اند. يعني هنوز تقاضا از عرضه خدمات آموزش‌عالي بيشتر است.

آيا اين دليل موجهي است براي اينكه شما و يا دولت، در شهرهاي مختلف دانشگاه راه‌اندازي كنيد؟
اين يكي از دلايل مهمي است كه ما به آن اعتقاد داريم. در كشورهاي ديگر هم به همين ترتيب عمل كرده‌اند. مثلا در آمريكا، آن‌قدر دانشگاه در شهرهاي كوچك ايجاد كرده‌اند كه سرانه دانشجو در اين كشور، 6500 نفر در مقابل هر 100هزار نفر است. در حالي‌كه در ايران با وجود اين همه دانشگاهي كه راه‌اندازي كرده‌ايم، هنوز سرانه دانشجو به 3هزار نفر در مقابل هر 100هزار نفر نرسيده است. در اروپا هم همين تجربه تكرار شده است. مثلا در انگليس، افراد ترجيح مي‌دهند دانشجوي دانشگاه‌هاي شهرهاي كوچك باشند تا دانشجوي دانشگاه لندن. چرا؟ چون‌كه لندن شهري است با مشكلات فراوان براي زندگي و هزينه كمرشكن، اما شهرهاي كوچك اين مشكلات را ندارند. بنابراين وظيفه ملي ما است كه آموزش عالي را به همه جاي كشور ببريم، به همه شهرها و به همه مناطق.

پس بايد موافق بومي‌سازي هم باشيد.
بومي‌سازي سياست خوبي است و با فرهنگ ما تناسب دارد. از جمله دور شدن دختران جوان دانشجو از خانواده‌هايشان كه معمولا به سختي انجام مي‌گيرد. بنابراين ما بهانه‌هاي خوبي براي بومي‌سازي داريم. اما بومي‌سازي تا آن جا مي‌تواند مورد قبول واقع شود كه به كيفيت تحصيلي ما صدمه نزند.

يعني چه؟
يعني بايد كاري كنيم كه در متن آزمون‌ها سياست آن پياده شود وگرنه افراد در دانشگاه‌هايي كه سطح پايين‌تري دارند، قبول مي‌شوند و بعد درخواست انتقال به دانشگاه‌هاي بزرگ‌تر را مطرح مي‌كنند.

بحث سطح و كيفيت دانشگاه‌ها را مطرح كرديد، شما قطعا معتقديد كه سطح آموزش در دانشگاه آزاد استاندارد است اما شايد مردم اين ديدگاه را نداشته باشند.
پس چرا در دانشگاه آزاد ثبت‌نام مي‌كنند.
همان موضوعي كه خودتان اشاره كرديد. چون كفه تقاضا بر كفه عرضه سنگيني مي‌كند.
در دانشگاه آزاد اسلامي،‌ خيلي از واحدها، از استانداردهاي خوبي برخوردار هستند.

جاي دوري نمي‌رويم. به واحدهاي تهران سر زده‌ايد؟ ساختمان‌هاي دانشگاه آزاد بيشتر به‌درد اداراتي مثل ثبت احوال و يا سازمان‌هاي مالياتي مي‌خورد تا يك فضاي آموزشي.
در خود تهران تا حدودي اين انتقاد قابل بررسي است. ما با واحدهايي مثل رودهن، شهرري، كرج كه خارج از شهر تهران هستند مشكل نداريم، اما قبول دارم كه بعضي واحدهاي شهر تهران داراي فضاي استاندارد آموزشي نيستند اما انصافا به اين سؤال شما پاسخ بدهيد، كدام سازمان و ارگان دولتي، در تهران از نظر فضا و ساختمان مشكل ندارد؟

حالا كه انتقاد را مي‌پذيريد، پس بفرماييد چه كارهايي براي استاندارد كردن فضا انجام داده‌ايد؟
در تهران كارها خيلي كند پيش مي‌رود. اين مشكلات مخصوص تهران است و در جاي ديگري ديده نمي‌شود. در تهران مركز با وجود همه مشكلات، كارهاي خوبي انجام شده است كه فكر مي‌كنم، بهمن ماه امسال، شاهد بهره‌برداري‌هاي آن باشيم. در تهران مركز، تمركززدايي كرده‌ايم. در تهران شمال، زمين مناسبي با كاربري آموزشي در حكيميه تهيه شده است. باور كنيد تهيه زمين در اين منطقه 10 سال زمان برده است. الان در حال طراحي و نقشه‌كشي هستيم. در تهران جنوب، قصد توسعه واحد بلوار آهنگ را داريم و دنبال اين هستيم كه زمين و ساختمان‌هاي اطراف آن را بخريم. واحد جنوب يك قطعه زمين از دانشگاه امام حسين خريده كه در حال ساخت آن هستيم اما مشكل اين زمين اين است كه در شمال تهران واقع شده و به درد واحد جنوب نمي‌خورد.

آقاي دكتر، بحث كيفيت آموزشي چطور؟ فكر مي‌كنيد اعتبار مدارك دانشگاه آزاد در چه سطحي است؟
اول بايد به پارامترهاي ديگري اشاره كنم و بعد در مورد آن چه مد نظر شماست، صحبت كنم. ببينيد الان سرانه دانشجو در كلاس‌ها به طور متوسط 40نفر است اما در بعضي جاها به 50 نفر هم مي‌رسد. شايد برعكس تعداد دانشجوهاي يك كلاس به 40 نفر هم نرسد. اگر استاد برجسته اي قصد داشت، كلاسش را در يك سالن آمفي تئاتر با 200 نفر دانشجو برگزار كند، به اين اقدام نمي‌شود گفت، پايين آمدن سطح فضاي آموزشي. بحث كيفيت كه فقط در فضاي آموزشي خلاصه نمي‌شود. عصر، عصر ايجاد دانشگاه‌هاي مجازي است كه اصلا نيازي به فضاهاي فيزيكي ندارند. ما هم براي دانشگاه‌هاي مجازي برنامه داريم. در حال نوشتن ساختار آن هستيم اما اين كار سنگين‌تر از آن است كه شما فكرش را مي‌كنيد. ما داريم كار را اصولي طراحي مي‌كنيم. اين كار را در سال تحصيلي آينده، عملي خواهيم كرد.

تا چه اندازه به اعتبار مدارك دانشگاه آزاد اعتقاد داريد؟
بخش عمده‌اي از نيروي كار كشور از عرصه مهندسي تا رده‌هاي ديگر را فارغ‌التحصيلان دانشگاه آزاد تشكيل مي‌دهند. مدارك دانشگاه آزاد معتبر و قانوني است. ما در برخي رشته‌ها از دانشگاه‌هاي دولتي هم بهتر عمل كرده‌ايم.

آقاي دكتر يك سؤال ديگر كه جهت بحث را تغيير مي‌دهد. آيا قبول داريد دانشگاه آزاد با وجود يك‌ميليون دانشجويي كه دارد از نظر فعاليت‌هاي سياسي، مرده و راكد است؟ و اين يعني اينكه شما كه سابقه زيادي در سياست داريد، اجازه نمي‌دهيد دانشجوها فعاليت آزاد سياسي داشته باشند؟
نه، قبول ندارم. فضاي دانشگاه آزاد مرده و راكد نيست. من هم مخالف فعاليت‌هاي صحيح سياسي دانشجوها نيستم. اما يك طرف حرف شما را تاييد مي‌كنم. دانشگاه آزاد سياسي نيست. ما باشگاه سياسي نيستيم اما دانشجوها مي‌توانند كار سياسي بكنند نه سياسي كاري. من كه ضوابط فعاليت‌هاي سياسي را نمي‌نويسم. اما اعلام مي‌كنم كه دانشجويان دانشگاه آزاد مي‌توانند در قالب قوانين و ضوابط تعريف شده، كار سياسي بكنند. قوانين را مجلس، شوراي عالي انقلاب فرهنگي، وزارت كشور نوشته‌اند و هم من و هم آنها حق داريم مطابق آن فعاليت سياسي داشته باشيم. من حتي مخالف ايجاد تشكل هم نيستم.

واقعيت اين است كه دانشگاه آزاد از نظر اجتماعي، بازتر و آزادتر از دانشگاه‌هاي دولتي است اما از نظر سياسي، خيلي بسته است؟
من قبول ندارم. برعكس معتقدم دانشگاه آزاد از نظر سياسي خيلي آزادتر از دانشگا‌ه‌هاي دولتي است. اتفاقا در فضاي سياسي ما تشكل‌هاي زيادي داريم كه آزادانه فعاليت مي‌كنند. با گرايش‌هاي مختلف. در انتخابات مختلف، از دل دانشگاه آزاد چندين گروه و تشكل ظهور مي‌كنند كه گرايش‌هاي متنوعي دارند. آنها آزادند كه از هر كانديدايي حمايت كنند اما تاكيد ما اين است كه هرگونه فعاليت سياسي، نبايد به خطوط قرمز نظام لطمه وارد كند.

آيا دانشگاه آزاد، دانشجويي دارد كه به خاطر فعاليت‌هاي سياسي به زندان افتاده باشد؟
نه. من چيزي به ياد ندارم. فكر نمي‌كنم از دانشجويان دانشگاه آزاد كسي در زندان باشد. اگر هم كسي وجود داشته باشد، ممكن است خارج از دانشگاه مرتكب جرمي شده باشد اما در همين زمينه هم بعيد مي‌دانم كه كسي وجود داشته باشد.

وقتي بيشتر و بيشتر از كار سياسي در دانشگاه حرف مي‌زنيم، بي‌اختيار ياد «پدر خواندگي» آقاي هاشمي رفسنجاني بر دانشگاه آزاد مي‌افتيم. آيا وي پدر خوانده دانشگاه آزاد است؟
آقاي هاشمي همواره از دانشگاه حمايت كرده و براي توسعه آن زحمت كشيده است و اين طبيعي است كه ايشان پدر معنوي دانشگاه آزاد باشد. ما مديون آقاي هاشمي هستيم.

در انتخابات رياست جمهوري از چه كسي حمايت كرديد؟ آقاي هاشمي؟
بله... آقاي هاشمي انتخاب اول و آخر ما بود.

آيا در هيأت امنا يا ديگر شخصيت‌هاي فعال در دانشگاه آزاد، چهره‌هاي سياسي ديگري عضويت دارند؟
هيأت امناي دانشگاه آزاد تشكيل شده است از آقايان هاشمي، موسوي اردبيلي و 4 نفر از اعضاي هيأت علمي دانشگاه شامل آقايان زارع، عباس‌پور، يزدي صمدي و يك نفر ديگر. استاندار تهران و يك نفر از وزارت علوم هم در هيأت امنا عضويت دارند. ببينيد كدام يكي از آقايان سياسي‌اند و كدام يك سياسي نيستند. قضاوت با شما.

زمزمه‌هايي در مورد كنار گذاشتن شما شنيده مي‌شود، اين زمزمه‌ها به طور قطع از سوي كساني مطرح مي‌شود كه برنده انتخابات شده‌اند، آيا قرار است دانشگاه آزاد را ترك كنيد؟
من منصوب هيأت امناي دانشگاه آزاد هستم. تا زماني كه آنها بخواهند در اين دانشگاه خدمت خواهم كرد و اگر نخواهند در سمت ديگري خدمت خواهم كرد. اين سؤال را بايد از هيأت امنا بپرسيد و البته يادآوري مي‌كنم كه استعفا نكرده‌ام.


_________________
تلاشي مضاعف براي سر بلندي IT
آب را هم با فلسفه باید نوشید؟؟!!
نمايش نامه هاي ارسال شده قبلي:
پاسخ به يك موضوع صفحه 1 از 1